دید کلی دوران خود واحدی کوچک‌تر از ائون است. برابرهای انگلیسی اصطلاحات: ائون (Eon)، دوران (Era)، دوره (Period)، دور (Epoch)، عصر (Age)، اشکوب (Stage). عمر زمین را بر دوران‌ها و بخش‌های مختلفی تقسیم می‌کنند که مبنای تقسیم‌بندی این دوران‌ها ظهور یا انقراض و یا سایر اتفاقات مهم دیگری نظیر کوهزایی و ... می‌باشد که هر دورانی با وقوع یکی از حالات ذکر شده شروع و یا خاتمه می‌یابد. برای تقسیم بندی تاریخ زمین از معیارهای مختلفی استفاده می‌کنند.   دید کلی دوران خود واحدی کوچک‌تر از ائون است. برابرهای انگلیسی اصطلاحات: ائون (Eon)، دوران (Era)، دوره (Period)، دور (Epoch)، عصر (Age)، اشکوب (Stage). عمر زمین را بر دوران‌ها و بخش‌های مختلفی تقسیم می‌کنند که مبنای تقسیم‌بندی این دوران‌ها ظهور یا انقراض و یا سایر اتفاقات مهم دیگری نظیر کوهزایی و ... می‌باشد که هر دورانی با وقوع یکی از حالات ذکر شده شروع و یا خاتمه می‌یابد. برای تقسیم بندی تاریخ زمین از معیارهای مختلفی استفاده می‌کنند.مثلا می‌توان تاریخ زمین را بطور کلی به دو بخش قبل از پیدایش حیات و بعد از آن تقسیم کرد. که در این تقسیم‌بندی بخش قبل از پیدایش حیات را از زندگی نهان و یا Cryptozoic می‌نامند که در آن حیات بوجود نیامده و یا لااقل نشانه‌ای از وجود حیات در آن وجود ندارد. قسمت بعد از پیدایش حیات را زندگی آشکار یا Phan erozoic می‌نامند که در آن نشانه‌های متعددی از وجود موجودات زنده مختلف در دست می‌باشد.هر کدام از این بخش‌ها خود به بخش‌های کوچکتری تقسیم می‌شوند. که در زیر به آنها اشاره خواهد شد.  دوران پرکامبرین (Precambrian) قسمت اعظم تاریخ زمین متعلق به این بخش می‌باشد. این بخش بیشتر شامل سنگهای دگرگونی در ابتدا و سنگ‌های رسوبی نظیر ماسه‌سنگ ، کنلگومرا ،شیست و کوارتزیت که بر روی سنگ‌های دگرگونی قرار گرفته است تشکیل شده است.    دوران اول (Paleozoic) اسم این دوران از دو کلمه پالیوس به معنی قدیمی و زئون به معنی جانور گرفته شده است. جنس سنگ‌های این دوران بیشتر از نوع رسوبی بوده ولی سنگ‌های آذرین و دگرگونی نیز دیده می‌شود. ·         دوران اول خود نیز به پنج دوره زیر تقسیم می‌شود. o        دوره کامبرین (Cambrian) : از کلمه کامبریا ، نام لاتین یکی از شهرهای انگلستان گرفته شده است. o        دوره اردویسین (ordovisian) : نام آن از قبیله اردوشیا که سابقا در ناحیه گال زندگانی می‌کردند، مشتق شده است. o        دوره سیلورین (Silurian) : از قبیله‌ای به نام سیلور گرفته شده است. o        دوره دونین (Devonian) : از کلمه Devon به معنی رسوبات دریایی گرفته شده است. o        دوره کربونیفر (Carbonifer) : به معنی طبقات حاوی کربن است و از آنجا که اغلب ذغال‌های دنیا در این دوره تشکیل شده ، این نام به آن اطلاق گردیده است. o        دوره پرمین (Permian) : از کلمه Permia که نام شاهنشانی منطقه بین ارال و ولگا در شورویبوده ، گرفته شده است. ·         مشخصات دوران اولجانوران این دوران بیشتر از بی‌مهرگان بوده و تنها مهره‌داران این دوران ماهی‌ها می‌باشند. البته در اواخر دوران تعداد کمی از دوزیستان و خزندگان نیز بوجود آمده‌اند. در ابتدای این دوران (کامبرین) خشکی بزرگی در نیمکره شمالی وجود داشته که چند بار به قطعات کوچکتر تقسیم شده و مجددا بهم پیوسته است. در دوره سیلورین سه خشکی کانادا ، سیبری و خشکی کوچک اسکاندیناوی در شمال و خشکی بزرگ گندوانا (Gondwana) در جنوب وجود داشته است.در دوره دونین دو خشکی بزرگ شمالی به هم متصل شده و خشکی واحدی به نام اطلس شمالی را تشکیل دادند. در بقیه دوران اول تقریبا وضع خشکی‌ها به همین ترتیب باقی مانده است. کوهزایی‌های کالدونین (Caledonian) در دوره سیلورین و هرسینین (Hercinian) در دوره کربونیفر بوقوع پیوسته است.   دوران دوم (Mesozoic) نام این دوران از دو کلمه یونانی مزوس بمعنی وسط وزیون به معنی جانور مشتق شده است. دوران دوم دارای سه دوره به شرح زیر می‌باشد: ·         دوره تریاس (Triassic) : از کلمه یونانی تریاس به معنی «سه‌تایی» گرفته شده است. زیرا رسوبات این دوره در آلمان از سه قسمت متمایز ، تشکیل شده است. ·         دوره ژوراسیک (Jurossic) : از نام کوههای ژورا واقع در فرانسه گرفته شده است. ·         دوره کرتاسه (Creataceous) : از کلمه Craie به معنی گل سفید گرفته شده است. مشخصات این دوران : جانوران و گیاهان این دوره تکامل بیشتری دارند و از انواع دوران اول عالی‌تر بوده‌اند. در دوران دوم نرم تنانی مانند آمونیت‌ها (Ammonite) ظهور کرده‌اند. همچنین خزندگان در این دوران زیاد و متنوع شدند که این دوران به نام خزندگان معروف شده است.نخستین پرندگان در این دوران ظاهر شده است و نیز آثاری از پستانداران ابتدایی پیدا شده است. وضع خشکی‌ها و دریاها در اوایل دوران دوم تقریبا شبیه دوران اول بوده ولی از اواسط این دوران ، در اغلب نقاط علائم پیشروی دریا مشاهده می‌شود. بطوری که در ژوراسیک ، خشکی گندوانا به دو قسمت تقسیم گردیده است. اکثر ذغال‌های ایران و افغانستان در طی دوره ژوراسیک تشکیل گردیده است.    __دوران سوم (Cenozoic) نام این دوران از کلمه kainos به معنای جدید گرفته شده است. در طول دوران سنوزوئیک ، پالئوژئوگرافی (جغرافیای دیرین) زمین به حالت فعلی خود نزدیک می‌شود. دوران سنوزوئیک به دو دوره ترشیری (Tertiary) و کواترنری (Guaatemary) تقسیم می‌شود. هرکدام از این دوره‌ها خود به تقسیمات ریزتری به نام دور تقسیم شده‌اند. ·         تقسیمات ترشیری :از دو دوره تشکیل شده است که عبارتند از : o        دوره پالئوژن (Paleogen) : که از کلمه Palaios به معنی قدیمی گرفته شده است. o        دوره نئوژن (Neogen) : که به معنی جدید می‌باشد. ·         مشخصات دوره ترشیری : در این دوره چین‌خوردگی مهم آلپ بوقوع پیوسته است که در اثر آن ، زمین به وضع کنونی خود نزدیک شد. در اثر این چین‌خوردگی ، کوههای رشوز و آند در آمریکا ، پیرنه ، آلپ ، کارپات و ارتفاعات یونان در اروپا و کوههای قفقاز، البرز ، زاگرس ، هند و کش ، هیمالایا و ... در آسیا بوجود آمد. با تشکیل تدریجی کوههای البرز و زاگرس ایران که تا آن زمان زیر آب بود بتدریج از آب خارج شد. ·         دوره کواترنری :در این دوره اوضاع بیولوژیکی و جغرافیایی زمین کاملا شبیه به وضع امروزی خود گردیده است. طی این دوران ، پستانداران و پرندگان مخصوصی ظاهر و از بین رفته‌اند که از جمله آنها می‌توان فیل ماموت ، کرگدن پشم‌دار و نظایر آنها را نام برد. از جمله دیگر وقایع مهم این دوره ظهور انسان و تکامل آن است. دوره کواترنری شامل تقسیمات زیر می‌باشد : o        دوره پلیستوسن (Pleistocene) : قسمت اعظم تاریخ این دوره را تشکیل داده و خود به چهار عصر نخستین یخبندان ، عصر بین یخبندان ، عصر دومین یخبندان و عصر بعد از یخبندان تقسیم می‌شوند. o        دوره هولوسن (Holocene) : از کلمه Holos به معنی کامل گرفته شده و از آغاز بیش از 25000 سال نمی‌گذرد و عصر فعلی نیز دنباله آن به حساب می‌آید. ·         مشخصات دوره کواترنری : از جمله مشخصات این دوره در ایران خشک شدن دریاچه‌های مرکزی و تشکیل نمک‌زارها و کویرهای ایران می‌باشد. همچنین آخرین فعالیت‌های آتشفشان‌های سهند ، دماوند و سبلان نیز در این دوره بوقوع پیوسته است. دوره های زمین شناسی را از نظر طول مدت زمان بشرح ذیل طبقه بندی کرده اند:  دوران دوره تقسیمات دوره ای طول تقریبی دوران سنوزوئیک (حیات جدید) کواترنری هولوسن، پلئستوسن   عصر حاضر ترشیاری پلیوسن، میوسن، الیگوسن ائوسن، پالئوسن 65 میلیون سال مزوزوئیک (حیات میانی) کرتاسه ژوراسیک تریاس   160 میلیون سال پالئوزوئیک (حیات قدیمی) پرمین کربونیفر دونین سیلورین اوردوویسین کامبرین   345 میلیون سال پرکامبرین (پیش از حیات) پروتروزوئیک آرکئوزوئیک       اینک خلاصه ای از پیدایش انواع گیاهان و جانوران را در هریک از ادوار زمین شناسی بررسی میکنیم.  نام دوره بیان پیدایش و تحولات حیات (گیاهان و جانوران)  پرو تروزوئیک (از دوران پر کامبرین)  احتمالا گیاهان و جانوران ابتدائی و ساده آبزی (مانند جلبکها) وجود داشته اند اما آثار و بقایای (فسیل) معتبر و مستدلی بدست نیامده است.  کامبرین Cambrian  زندگی محدود به دریا ها بوده جلبکها منبع اصلی تغذیه جانوران دیگر بوده اند. آثاری که نشان دهنده وجود کرم ها خرچنگها و بلوطهای دریائی و تری لوبیتها (فراوانترین جانوران این دوره) میباشند در دوره کامبرین مشاهده گردیده است.  اوردوویسین Ordovisian  بعلت شرایط نامساعد آب و هوائی در روی سطح زمین زندگی هنوز محدود به آبها است در خشکی زندگی وجود ندارد بی مهرگان دریائی پا بر سران (مانند اختاپوس) نرم تنان نمونه های حیات این دوره اند نخستین مهره داران بنام ماهیهای اولیه در این دوره بوجود آمده اند. سیلورین Silurian  نخستین گیاهان در خشکی ظاهر میشوند تنوع بی مهرگان دریائی ادامه میابد کرینوئیدها و مرجانها فراوان بوده اند اجداد غقربهای اولیه که شاید نخستین جانوران خشکی بوده باشند پیدایش مییابند.  دونین devonian  گیاهانی از تیره پنجه گرگی ها مخروطیان پدیدار و گسترش یافتند تنوع این نباتات در خشکی باعث سر سبز شدن زمین گشت و جانوران در خشکی پدیدار گشتند مانند دوزیستان حشرات (فراوانترین جانوران این دوره ) عنکبوتیان در آب ها ماهیهای زره دارو کوسه ها بوجود آمدند.  کربونیفر Carboniferous    رشد سرخسهای غول پیکر تنوع و ازدیاد پنجه گرگی ها و دم اسبان از ویژگی های گیاهی این دوره است کرینوئیدها روزن داران و کوسه های تکامل یافته از موجودات دریائی عمده این دوره میباشند دوزیستان به گسترش خود ادامه میدهند حشرات گوناگون و درشت بوجود میایند خزندگان نخستین موجوداتی هستند که در خشکی زاد و ولد میکنند(مانند دیمترودون).  پرمین Premian  تغییرات شدید و غیر قابل تحمل آب و هوائی این دوره باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان و جانوران گردید فقط تعدادی که توانستند خود را با این شرایط آب و هوائی وفق دهند تنوع یافتند (مانند مخروطیان و حشرات) ظهور انواع خزندگان انحطاط دوزیستان از ویژگی های حیات این دوره است  تریاس (تریاسیک) Triassic  مخروطیان و سرخسها و دم اسبیان گسترش یافتند. نرم تنان و شکم پائیان و مرجانهای واقعی در دریاها تنوع یافتند. از ویژگیهای مهم این دوره ظهور خزندگان عظیم بنام دینوزورها میباشد دینوزور (دایناسور) ها که بنام سوسمار ترسناک ترجمه شده اند هیکلی بینهایت درشت و دمی بلاند و قوی و سری بسیار کوچک داشته اند وزن دینوزور (برو نتو ساروس) را تا حدود چهل هزار کیلو تخمین زده اند.  ژوراسیک Jurassiic  تنوع جانوران زمینی بر دریائی در این دوره مشهود است خزندگان گوناگون زمینی و دریائی و پرنده پدیدار میگردند (از معروفترین خزندگان پرنده که سری عظیم و بالهائی حدود 6 متر داشته است پتروداکتیل را میتوان نام برد) پدیدار شدن و کثرت حشراتی مانند زنبور و مورچه و مگس از ویژگی های این دوره است. گیاهانی به نام سیکاسها در این دوره به اوج رشد و تکثیر خود رسیده اند.  کرتاسه Cretaceous  از مهمترین ویژگیهای این دوره تنوع و ظهور گیاهان جدید مانند گیاهان دانه دار – درختان برگ ریز علفها و غلات میباشد. ظهور پستانداران کیسه دار و جفت دار و از بین رفتن خزندگان پرنده و دینوزور ها از دیگر مظاهر حیات در این دوره میباشد.  پالئوس Paleocene  گیاهان دانه دار و درختان برگ ریز جنگلها را بوجود می آورند زمین پوشیده از علف و سبزه میشود پیدایش تمساح ها و پستانداران خونگرم منجمله حیوان کوچکی شبیه به اسب و انحطاط کامل نسل خزندگان غول پیکر در این دوره بوده است.  ائوسن Eocene  تغییرات چندانی در گیاهان بوجود نمیآید. اجداد بسیاری از پستانداران مانند فیل کرگردن خوک و گاو و مهمتر از همه شبه اسبی بنام eohippus ظاهر میشودند. پیدایش نخستین پستانداران آدم نما را به این دوره نسبت میدهند.  اولیگوسن Oligocene  از تعداد گیاهان تنومند و وسعت جنگلها کاسته میشود  اما علفزار ها و مراتع گسترش مییابند اجداد گربه ها و سگها ظاهر میشوند گوشتخواران واقعی و جویندگان پدید میآیند شتر خوکهای قوی هیکل (elotherus) گاو کوهان دار (bison) و میمونهای راست قامت پیدایش مییابند.  میوسن Miocene  جنگلها بشدت کاهش مییابند اما علفزارها و مراتع با تکامل جانوران چرنده وسعت پیدا میکنند تیره های سگ و گربه بشدت رشد و افزایش مییابد. در افریقا و آسیا و اروپا میمونهای آدم نما (یا انسان هایدلبرگ) پدید میآیند(25 میلیون سال پیش)  پلیوس Pliocene  پیدایش تیره های جدید گیاهان شبیه به گیاهان امروزی – تنوع و تکثیر قابل ملاحظه پستاندارن پیدایش نخستین اسب شبیه به اسب امروزی بنام protohippus از ویژگیهای این دوره است. آدم نمایان اولیه احتمالا در این دوره ابزار سنگی ابتدائی بکار برده اند.  پلئیستوسن Pleistocene  بعلت تغییرات شدید آب و هوائی مجددا بسیاری از جانداران منقرض یا تغییر مکان داده اند. فیلهای واقعی و گاوها و اسب امروزی equs ظاهر میشوند آدم نخستین از افریقا به آسیا و اروپا گام مینهد.  هولوسن Holocene گسترش مجدد جنگلهابخصوص در سراسر اروپا – تنوع گیاهان امروزی از نظر حیات گیاهی در این دوره قابل ذکر است – اهلی کردن حیوانات وکشت گیاهان و بدست آوردن مواد غذائی از آنها توسط انسان از ویژگیهای مهم این دوره است . حیوانات دریائی امروزی بوجود میایند و انسان به نیمکره غربی مهاجرت میکند.     ((کریپتوزوئیک))   تقسیم بندی کامبرین     زمان قبل از ائون فانروزوئیک را پرکامبرین (precambrian) نامیده اند.پرکامبرین قریب به نود درصد طول عمر زمین را شامل می شود . طول مدت پرکامبرین 4000میلیون سال است . در چینه شناسی ، پرکامبرین را به دو ائون آرکئن (Archean) و پروتروزوئیک (Proterozoic) تقسیم نموده اند .اطلاعات و دانسته ها از ائون آرکئن و پروتروزوئیک نسبت به سایر زمانهای زمین شناسی کمتر است( زیرا قسمت اعظم سنگهای پرکامبرین تحت تأثیر دگرگونی یا فرسایش قرار گرفته اند و یا توسط سنگهای جوانتر پوشیده شده اند .) آثار فسیلی موجودات زنده پرکامبرین بندرت باقی مانده است( زیرا موجودات آن زمان ابتدایی و فاقد استخوان سخت بوده اند .) انطباق سنگهای پرکامبرین غالباً با استفاده از تعیین سن به وسیله مواد رادیواکتیو صورت می گیرد . بنا به گفته لیل (Lyell) قدیمی ترین زمین هایی که قشر یا پوسته اولیه زمین را تشکیل می داده است زمین های بلور لایه (Cristallopyllien) بوده است . حدود 12 فاز کوهزائی در طول 3000 میلیون سال وجود داشته است که بین قدیمی ترین سنگهای تعیین سن شده روی زمین تا کامبرین اتفاق افتاده است ، اما طول زمان هر یک از این فاز ها دقیقاً مشخص نیست . از بهترین فسیلهای شاخص پرکامبرین بالائی که از یک میلیارد سال قبل ظاهر شده اند می توان آثاری چون بابتوسفرها (babetospheres) و چوآریا (chuaria) را نام برد .                                    ((آرکئن))    ائون آرکئن به تنهایی 45 درصد طول زمین یعنی فاصله زمانی بین 5/2 تا 6/4 میلیون سال قبل را در بر می گیرد . در قدیم بر اساس اصل روی هم قرار گرفتن طبقات (principle of superposition) قدیمی ترین سنگها را به آرکئن نسبت می داده اند . سنگهای رسوبی آرکئن غالباً از نوع تخریبی درشت دانه و سنگهای رسی تیره است .( مواد متشکله این سنگها از تخریب سنگهای آذرین حاصل شده اند .)  موجودات زنده اولیه از نوع تک سلولی بوده اند .استروماتولیت ها از نمونه های فسیلی هستند که به تعداد نسبتاً زیاد درسوبات پرکامبرین بر جای مانده اند .امروزه استروماتولیت ها در حاشیه دریاهای گرم دیده می شوند ولی تعداد آنها نسبت به پرکامبرین بسیار کم است . امروزه استروماتولیتها را در استرالیا مشاهده می کنیم .                                 ((پروتروزوئیک))   به زمان بین 570 تا میلیون2500 سال قبل را پروتروزوئیک نامیده اند . حد بین پروتروزوئیک و کامبرین را با پیدایش اولین تریلوبیت بنام اوله نوس (olenellus) و یا فالوپسیا (fallopcia) مشخص می کنند . تعیین سن سنگهای پروتروزوئیک بر اساس رادیومتریک صورت گرفته است.به طور کلی سنگهای مربوط به این ائون به دو دسته تقسیم شده اند : الف) سنگهایی با درجه درگرگونی بالا یا گرانولایت (Granulites) ب) سنگهای آذرین و رسوبی تخریبی اغلب دگرگون شده و به علت داشتن کلریت سبز رنگ هستند . به این دسته سنگها مجموعه سنگهای سبز(Green stone belt) می گویند .. به علت کمبود اطلاعات فسیلی از پروتروزوئیک ، نمی توان به خوبی در مورد آب و هوای این ائون اظهار نظر نمود . زمینهای پروتروزوئیک عبارتند از : 1. سپرها یا زمینهای ثابت : زمینهایی که کمتر تحت دگرگونی و فرسایش بوده اند . 2. فلات قاره ها : در قسمتهای چین خورده و یا در دره های مرتفع قرار گرفته اند .                                               ((پالئوزوئیک))   پالئوزوئیک یا دوران دیرینه زیستی از دو کلمه یونانی پالئوس (palaios) به معنی قدیمی و زئون (zoen) به معنی موجود زنده مشتق شده است .  طول این دوران حدود 340 میلیون سال است . (230 تا 570 میلیون سال قبل ) دوران پالئوزوئیک شامل 6 دوره است که به ترتیب از قدیم به جدید عبارتند از : کامبرین ، اردوویسین ، سیلورین ، دونین ، کربونیفر و پرمین . در دوران پالئوزوئیک مهمترین تغییرات با دوچرخه کوهزائی کالدونین (Caledonian) واریسکن (variscan) مطابقت دارد . شروع دوران پالئوزوئیک با حضور اشکالی از موجودات زنده ای مشخص می شود که دارای بخشهای سخت بودند فراوانترین اینموجودات آغازین تریلوبیتها بودند . سیلورین کوتاه ترین و کربونیفر طولانی ترین سیستم های دوران پالئوزوئیک هستند . رسوب گذاری در این دوران متنوع است . رسوبات تخریبی در پالئوزوئیک زیرین و رسوبات کربناته در پالئوزوئیک بالایی انتشار می یابند .انتشار رسوبات در زمان خود می تواند نتیجه عمل گسترش پوشش گیاهی قاره ای و فراوانی ارگانیسم های تثبیت کننده کربنات کلسیم و عوامل آب و هوایی باشد .                      ((کامبرین))   نام کامبرین از کلمه کامبریا گرفته شده است.سن کامبرین از 570 تا 510 میلیون سال است . پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین نشان می دهد که آب و هوای سردی در این نواحی حکمفرما بوده است . تریلوبیتها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزوییک ظاهر شده و در اواخر همین دوران از بین رفته اند . بدین ترتیب از فسیلهای شاخص این دوران محسوب می شوند . تقسیمات سیستم کامبرین توسط والکت (Walcott) به صورت سه قسمتی پیشنهاد گردید که شامل کامبرین زیرین ، میانی ، بالایی است .       ((اردوویسین))   نام اردوویسین از نام قبیله اردویشیا (ordovicia) که در شهر گال زندگی می کردند گرفته شده است .طول این دوره از 515 تا 438 میلیون سال قبل است .در طی این دوره نخستین مهره داران ظاهر شده اند . این جانوران از گروه ماهی ها هستند که به علت دارا بودن صفحات سخت استخوانی در سطح بدن به ماهی های زره دار معروفند . یکی از خصوصیات این دوره آن است که آب و هوا از کامبرین گرمتر بوده به طوری که رسوبات آهکی و دولومیتی بیشتری ته نشین شده اند . مهمترین فسیلهای شاخص اردوویسین: بازوپایان لولادار ، گراپتولیتها ، کنودونتها . فسیل گراپتولیتها اغلب در سنگهای شیلی سیاهرنگ دیده می شوند زیرا بدن آنها شکننده بوده و لذا در رسوبات نرم بهتر حفظ می شود.                        ((سیلورین))   مورچیسون (Murchison ) نام سیلورین را به قسمتی از زمینهای شهر گال که قبیله سیلور (Silure ) در آن سکونت داشتند اطلاق نمود .سیلورین کوتاهترین دوره پالئوزوییک است که سن آن را 28 میلیون سال تعیین کرده اند (438 تا 410 میلیون سال قبل) فسیل نخستین جانوران ساکن خشکی هم متعلق به موجوداتی عقرب مانند است .  فعالیتهای آتشفشانی اگرچه در اردوویسین نیز وجود داشته اند اما در سیلورین گسترش زیادی  یافته اند .  علاوه برگراپتولیت ها ، براکیپودها ، مرجانها کنودونتها نیز در این دوره گسترش و توسعه فراوان داشته اند . ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند .                                                                                                                                                      ((دونین))   دونین در دونشایر(Devonshire) انگلستان توسط مورچیسون و سدویک نامگذاری شده است.از 408 تا 360 میلیون سال قبل به طول انجامیده است این دوره که زمان بین دو دوره کوهزائی(کالدونین و هرسی نین) را شامل می شود . آمونوئیدها به علت سریع و کوتاهی دوره عمر جزء فسیلهای شاخص دونین تا آخر دوران  مزوزوییک هستند . اگرچه دونین به نام دوره ماهیها مشهور شده است ولی تعداد گونه ها در این دوره بیشتر از دوره های بعد نبوده است . اولین حشره در دونین ظهور یافت . گیاهان خشکی از جمله نهانزادان آوندی در دونین توسعه یافتند .از مهمترین ماهیهای این دوره می توان اوستراکودرم (Ostracoderm) را نام  برد که در محیطهای آب شیرین زندگی می کرده است .                  ((کربونیفر))   نام کربونیفر توسط کنی بیر (Conybear)به زمین های حاوی زغال سنگ در انگلستان داده شده است .  طول عمر این دوره از 365 تا 290 میلیون سال قبل است . رسوبات مربوط به این زمان در امریکا به نام دوره های می سی سی پین ( Mississipian ) و پنسیلوانین (Pennsylvanian) نامگذاری شده است . وجود لایه های زغالدار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده   است درنتیجه آب و هوای مناسب جنگلهای انبوه بوجود آمد .فوزولین ها (Fosulinids) یکی از میکروفسیلهای شاخص این دوره هستند . حد زیرین کربونیفر با فسیلهای گونیاتیت – فوزولین و کنودونت مشخص می شود . گذر فوقانی این دوره نیز با میکروفسیلهای شواژرین (Sheowagerina) و دوکفه ای پالئودونتا (Palaodonta) شناخته شده است .     ((پرمین))   نام پرمین اولین بار به رسوبات دریائی مربوط به اواخر دوران پالئوزوییک ناحیه پرم (Perm) واقع در مشرق روسیه اطلاق گردیده است .طول عمر این دوره از 290 تا 250 میلیون سال قبل بوده است .  بطور کلی دو نوع رخساره مهم در دوره پرمین می توان تشخیص داد یکی رخساره دریائی و دیگری رخساره مردابی و خشک . مهمترین جنسهائی که در این دوره یافت می شوند عبارتند از : 1-   گانگاموپتریس(Gangamopteris) 2- گلوسوپتریس رخساره های مردابی و خشکی این دوره اغلب از ته نشینهای ماسه سنگ قرمز ، شیست و مارن های قرمز رنگ تشکیل شده است . و ته نشینهای دریایی آن عبارتند از : ماسه سنگ ، آهک و دولومیت است .            ((مزوزوئیک))   دوران مزوزوئیک که نام آن از کلمه یونانی مزوس (Mesos) به معنی متوسط گرفته شده است . این دوران 185 میلیون سال به طول انجامیده است .این دوران از سه دوره زمین شناسی تشکیل شده است که به ترتیب از قدیم به جدید عبارتند از : تریاس ، ژوراسیک ، کرتاسه . دو دسته مهم جانوری در این دوران حائز اهمیت هستند . خزندگان مخوف بنام داینوسورها و دسته دیگر آمونیت ها . بازدانگان و نهاندانگان از گیاهان مهم این دوران به شمار می روند .کوهزائی آلپ از دوران مزوزوئیک شروع گردید و تا به امروز ادامه دارد . هوای دوران مزوزوئیک نسبتاً گرم و از نوع آب و هوای استوایی و یکنواخت تر از آب و هوای فعلی بوده است .                          ((تریاس))   نام تریاس اولین بار توسط آلبرتی (Alberti) در ناحیه لرن (Luraien) آلمان بکار برده است .طول مدت تریاس حدود 40 میلیون سال است . تقسیمات تریاس شامل سه تیپ رخساره به نام های : 1- قسمت فوقانی کوپر (keuper) ، شامل مارنهای گچ و نمک دار رنگین 2- قسمت میانی موشل کالک (Muschel kalk) ، از آهک فسیل دار تشکیل شده 3- قسمت زیرین بونت ساندشتین (Bunt Sandstein) ، متشکل از ماسه سنگ قرمز و در رأس آن 70 متر ماسه سنگ گلی رنگ با فسیل گیاهی ولتزیا (Voltezia) می باشد .در این دوره خزندگان تنوع و گسترش زیاد داشته اند . علاوه بر خزندگان خشکی خزندگانی هم در دریاها و کنار مردابها به سر می برده اند . جلبکها از مهمترین گیاهان دریائی دوره تریاس می باشند که آثار آنها در رسوبات آهکی اروپا و اطراف مدیترانه وجود دارد . در تریاس به علت وجود آب و هوای خشک برای رشد و توسعه گیاهان مناسب نبوده است .                                   ((ژوراسیک))   نام ژوراسیک از کوههای ژورا (Jura) در آلپ گرفته شده است .طول مدت ژوراسیک 65 میلیون سال است .اپل (Oppel) ژوراسیک را به سه زیر دوره تقسیم کرد که عبارتند از : 1- لیاس (Liassic) : ژوراسیک پیشین یا لیاس که مطابق با ژورای سیاه است. 2- دوگر (Dogger) : ژوراسیک میانی یا دوگر که ژورای قهوه ای نیز نامیده می شود . 3- مالم (Malm) : ژوراسیک پسین یا مالم که با ژورای سفید مطابقت دارد . اولین پرندگان در ژوراسیک ظهور نموده اند . فسیل آرکئوپتریکس (Archeopteryx) در لایه های رسوبی سولن هوفن (Solen hofen) آلمان بهترین نمونه فسیلی است . که حد واسط پرنده و خزنده است .گسترش داینوسورها در این دوره زیاد بوده است . ردپای این جانور در روسوبات ژوراسیک کرمان دیده شده است .آمونیتها از فسیلهای مهم ژوراسیک به شمار می روند . (اپیلا Oppelia و پریس فینکتس Perisphinctes)        ((کرتاسه))   نام کرتاسه اولین بار به رسوبات گل سفیدی در جنوب اطلاق گردیده است .با 75 میلیون سال طول عمر طولانی ترین دوره زمین شناسی دوران مزوزوئیک می باشد .آب و هوای دوره کرتاسه گرم و ملایم بوده است . وجود فسیلهای گیاهی شبیه انجیر در نواحی شمالی نشان دهنده آن است که در این دوره قسمتهای شمالی از یخ پوشیده نبوده است .گیاهان نهاندانه در کرتاسه ظاهر و توسعه یافته اند .گروههای مهم جانوری که در کرتاسه وجود داشته اند عبارتند از :آمونیت ها و بلمنیت ها. اوربی تولین ها یکی از میکروفسیلهای شاخص دوره کرتاسه هستند .                             ((سنوزوئیک))   سنوزوئیک یا دوران حیات جدید (حیات : zon ، جدید : Kainos) دورانی است که پرندگان در هوا و پستانداران در روی زمین تنوع و گسترش یافتند و زمین خود را برای فرمانروایی انسان آماده کرد .این دوران شامل تاریخ زمین از پایان کرتاسه به بعد و تقریباً 65 میلیون سال طول کشیده است .ضخامت متوسط رسوبات این دوران حدود 30 کیلو متر تخمین زده شده است .در اواخر کرتاسه داینوسورها ، آمونوئیدها و رودستها Rudists و خزندگان دریایی به کلی نابود شدند و تعدادی از گونه های دیگر موجودات زنده کاهش یافتند . فقط گروههایی از نرمتنان ، ماهیهای استخوانی Teleost fish  و گونه هایی دیگر که شبیه نمونه های عهد حاضر باقی ماندند . اغلب گیاهان سنوروئیک در کرتاسه وجود داشته اند . اما در جانوران خشکی تغییرات مهمی روی داده است . پستانداران که در ابتدای این دوران دارای جثه ای کوچک بوده اند کامل گسترش یافتند و به وضوح کنونی در آمده اند . نهنگها در این دوران ظهور و تکامل یافتند (Wales)کوههای جوان که ارتفاعات امروزی را تشکیل می دهند مانند آلپ (Alpe) ، هیمالیا (Himalaya) و راکی (Rockies) در این دوران شکل گرفتند .به سبب یخبندان قسمتی از آبهای دریایی عمیق در اواسط سنوزوئیک آب و هوای نقاط زیادی سرد شد و اقیانوسها محدود شدند . دوران سنوزوئیک به دو دوره ترشیاری (Tertiary) و کواترنری(Quaternary) تقسیم می شود .       ((پالئوژن))   در پالئوژن موجودات دریایی عهد حاضر که اغلب گروههایی از موجودات زنده تک سلولی هستند گسترش و تکامل یافته اند . از موجودات شاخص پالئوژن می توان نهنگها (Whales) را نام برد که به تعداد زیاد در دریاها می زیسته اند . از دیگر موجودات این دوره می توان به شکم پایان ، ستاره های دریایی و انواع دو کفه ایهای جدید را نام برد که در قسمتهای کم عمق ماسه ای زندگی می کرده اند . پریماتها از پستاندارانی هستند که در این دوره می زیسته اند . حرارت سالیانه در ائوسن میانی حدود 22 درجه سانتی گراد بوده است وجود گیاهان مختلف در جنوب آلاسکا بیانگر این موضوع است .               ((نئوژن))   چارلز داروین طی مطالعات خود پی برد که تکامل مهره داران سریعتر از بی مهره گان صورت می گیرد . در عمر نسبتاً کوتاه نئوژن بی مهرگان تغییر چندانی نیافته اند .تغییرات آب و هوایی باعث پیدایش گروههای جدید گیاهی در خشکی شد مثل گیاه علفی (Herbs)از مهمترین گونه هائی که در این دوه ظهور یافتند می توان گونه های جدید میمونها را نام برد .برخی از تغییرات آب و هوایی در نئوژن را به علت حرکات تکتونیکی در بعضی نقاط زمین دانسته اند . بر اثر این حرکات از میزان بارندگی کاسته شده و جانورانی از قبیل گوزنها ، گاوها ،زرافه ، خرس و خوک افزایش قابل ملاحظه ای یافتند .تغییرات آب و هوایی در این دوره باعث تشکیل یخچالها و پیشروی یخها در قطب شمال شد .                 ((کواترنری))   در بین دوره های زمین شناسی این دوره بسیار کوتاه ، و بیش از یک ونیم میلیون سال از عمر آن می گذرد . بطور کلی دوره کواترنری با عقب نشینی دریا و پیدایش دوره های یخچالی و همچنین پیدایش انسان آغاز می گردد .دوره کواترنری به دو زیر سیستم پلئیستوسن (Pleistocene) و هولوسن(Holocene) تقسیم می شود . در نواحی خارج از محیط های یخچالی دوره کواترنری دردریاها دو گروه از موجودات نشخیص داده شده است . یکی مربوط به محیط های گرم مانند گاستروپودها و دیگری موجوداتی که مربوط به محیط های سرد هستند مانند بعضی از لاملی برانکیاها . مهمترین موجودات اولین دوره یخچالی عبارتند از :الفاس انتی کاس (Ellephas anticas) و رینوسراس مرکی (Rhinoceras mercki) و بالاخره موجودات خشکی نواحی سرد می توان فیل ماموت را نام برد .بطور کلی گیاهان کواترنری شبیه گیاهان دوره نئوژن و گیاهان امروزی بوده اند . یکی از مهمترین مراکز آتشفشانی دوره کواترنری آتشفشان ایسلند است که گدازه های بازالتی از آن بیرون رانده شده است .                    در نخستین دوره از دوره‌های زمین‌شناسی یعنی چند میلیون سال پیش همه خاک ایران زیر آب جای گرفته بود. کم کم بخش‌هایی از شمال و جنوب ایران از خاک بیرون آمد. در دوره دوم زمین‌شناسی بخش شرقی ایران بیش از پیش زیر آب فرو می‌رود. در دوره سوم جنوب ایران از زیر آب بیرون آمد. در آغاز دوران چهارم یخچال های طبیعی بلندی های البرز را در بر گرفت. در نتیجه حرکت این یخچال ها و توده‌های بزرگ آبرفت ها و رسوبات بسیاری پدید آمد. دوران پره کامبرین (دوران پیش از دورانهای شناخته شده زمین شناسی) قبل از ۶۰۰ میلیون سال پیش در ایران ، سنگهای متعلق به پره کامبرین در نواحی شمال ، مشرق و مرکز ایران یافت می‌شوند که قسمت زیرین این رسوبات از دسته سنگ های دگرگون شده است و سن این رسوبات بیشتر از ۶۰۰ میلیون سال است. دوران پالئوزوئیک (کهن زیست) یا دوران اول، از حدود ۶۰۰ تا ۲۳۰ میلیون سال پیش در دوره کامبرین به تدریج دریاهایی، مرکز و شمال ایران را پوشانید. در دوره سیلورین این دریاها محدود تر گشته و زمین های تازه ای از آب بیرون آمدند. در دوره دوونین بار دیگر شمال و مرکز ایران را آب فرا گرفت. در ابتدای دوره کربونیفر دریاها عمیق تر شدند و در آنها رسوبات آهکی زیادی بر جای ماند. در دوره پرمین مجدداً پیشروی دریاها آغاز شد و آب دریاها سراسر فلات ایران را پوشانید. نواحی جنوب و جنوب غربی ایران برای اولین بار در شرایط جدیدی قرار گرفت و قسمتی از دریای تتیس تقریبآ تا اواخر دوران سوم در این نواحی با آرامش نسبی باقی ماند. دوران مزوزوئیک (میان زیست) یا دوران دوم، از حدود ۲۳۰ تا ۷۰ میلیون سال پیشدر دوره تریاس، نیز آب، فلات ایران را در بر گرفته بود و رسوباتی شبیه به رسوبات اواخر دوران اول، شامل آهک و دولومیت به جای گذاشت. در مرکز و شمال ایران شرایط رسوبگذاری مانند دوران اول محفوظ ماند و در اواخر این دوره جنبش های خشکیزایی ، گاهی قسمت‌هایی از آن نواحی را بالا و پایین برد. در دوره ژوراسیک ، رسوبگذاری مانند دوره تریاس در مرکز و شمال ایران ادامه یافت و امروزه همه جای آن کمابیش دارای لایه های زغال سنگی است. بعد از دوره ژوراسیک دوباره بر عمق دریاها افزوده شد و از این زمان رسوبات آهکی بر جای مانده است. حرکات شدید در ایران مرکزی، چین خوردگیهایی را پدید می آورد و بیشتر زمین ها در شرق و مرکز ایران از آب خارج می‌شود و در اثر فرسایش ، قسمت زیادی از آن از بین می رود. دریاهای دوره کرتاسه دوباره سطح ناهموار این خشکی ها را پوشانید و در اواخر همین دوره بر اثر جنبش های شدید، چین خوردگی های تازه ای به وجود آمدند، اما در البرز آرامش نسبی برقرار ماند. دوران سنوزوئیک (نوزیست)، که شامل دوران سوم و دوران چهارم به شرح زیر می باشد در آغاز دوران سوم (ترشیاری) از حدود ۷۰ تا یک میلیون سال پیش، رسوبات دریایی تتیس در محل زاگرس بطور هم شیب روی رسوبات کرتاسه قرار دارند. رسوبات آهکی اواخر این دوره بنام آهک های آسماری محتوی ذخایر نفتی جنوب ایران است. در این دوره در ایران مرکزی دریای کم عمقی وجود داشت که رسوبات آن ماسه سنگ های پایه این دوره را بوجود آورد و همچنین فعالیت آتشفشانی شدیدی در بیشتر این نواحی رخ داد. در اواخر دوران سوم در محل زاگرس رسوبگذاری شد و عمر حوضه های رسوبی یکپارچه گذشته پایان یافت. هم‌زمان با پیدایش زاگرس، بر اثر حرکات خشکیزایی و کوهزایی قسمت زیادی از خشکی ها برای همیشه از آب خارج شدند.دوران چهارم (کواتر ناری)، از حدود یک میلیون سال پیش تا عصر حاضر یخچال های کواترناری در ایران گسترش نداشته اند. اما آثار سنگ های یخچالی در بعضی نقاط از جمله علم کوه دیده شده است. در این دوران بیشتر نواحی ایران از آب خارج شد. بغیر از دریاهای، حوضه های بسته و دریاچه هایی باقی مانده که قسمت زیادی از آنها بر اثر شدت تبخیر و کمی بارندگی خشک شده اند. فعالیت آتشفشان ها در آغاز دوران چهارم بیش از اواخر دوران سوم شدت یافت و کوه های دماوند، سبلان، سهند و تفتان مهم‌ترین کوه های آتشفشانی این دوره هستند که دماوند و تفتان در حال حاضر آخرین مراحل فعالیت خود را به صورت گوگردزدایی ادامه می دهند. عامل اصلی تغییر چهره زمین در دوران چهارم ، فرسایش است. در ایران، آب مهم‌ترین عامل فرسایش کوهها، و در بیابانها ، باد عامل فرسایش بوده است. زمین شناسی ایران زمین‌های کشور ایران که قسمتی از نجد ایران است از لحاظ زمین‌شناسی به طور کلی به ترتیب زیر است: 1.       در قسمت مرکز و مشرق و جنوب شرقی زمین‌های کویری که بیشتر از ماسه و شن و گاهی تشکیلات کولابی و دریاچه یی دارد و بیشتر از بقایای دریاچه‌ای عهد سوم است. 2.       جنوب ایران بیشتر تشکیلات دوران سوم را دارد و تشکیلات نفتی بیشتر در همین قسمت‌ها است. 3.       در شمال شرقی ایران (اطراف مشهد) غالبا تشکیلات دوران دوم به ‌انضمام تشکیلات آتشفشانی و نیز قسمتی از تشکیلات دوران سوم دیده می‌شود. 4.       شمال ایران در قسمت‌های سواحل دریای خزر بیشتر تشکیلات دوران سوم و در قسمت‌های جنوبی تر (رشته‌ کوه البرز) تشکیلات دوران دوم و اول به ‌انضمام تشکیلات آتشفشانی مشاهده می‌گردد. 5.       در آذربایجان شمالی غالبا زمین های دوران دوم و ابتدای دوران سوم و تشکیلات آتشفشانی وجود دارد. 6.       در آذربایجان شرقی اکثر تشکیلات دوران اول و تشکیلات آتشفشانی است. در آذربایجان غربی و سواحل دریاچه ارومیه تشکیلات دوران اول و ابتدای دوران سوم و تشکیلات آتشفشانی محسوس است. 7.       در مغرب ایران (کرمانشاه و کردستان) بیشتر تشکیلات مربوط به ابتدای دوران سوم و اواخر دوران دوم است. 8.       در جنوب شرقی ایران (بلوچستان) بیشتر تشکیلات دوران سوم دیده می‌شود.   دیرینه شناسی دوران سنوزوئیک در دوران سنوزوئیک ، پستانداران جانشین خزندگان و گیاهان نهاندانه جانشین بازدانگان شدند. بی‌مهرگان دریایی نیز شکل جدیدی به خود گرفتند. از میان بی‌مهرگان روزنبران که موجوداتی میکروسکوپی هستند دارای اهمیت فراوانی می‌باشند، زیرا گسترش آنها از لحاظ پراکندگی و میزان فراوانی آنها برای انطباق رسوبات ترشیری بسیار ارزشمند است. سنوزوئیک را غالبا عصر پستانداران می‌نامند، زیرا در این زمان پستانداران ، جانوران عمده خشکی بودند.در طی ترشیری میانی علفها به سرعت گسترش پیدا کرده و دشتها را پوشاندند. این عامل باعث پیدایش پستانداران علف خوار و به نوبه خود پستانداران گوشتخوار شده است. همچنین در این دوران جانوران سم دار نیز ظهور کردند این جانوران خود به دو قسمت فرد سم مانند اسب و خوک و گرگان و زوج سمی مانند گاو و گوسفند و بز و شتر تقسیم می‌شوند ابتدا فرد سمان بوجود آمدند و پس از آن زوج سمان گسترش پیدا کردند. با گذشت زمان مجموعه موجودات این دوران به زمان حال نزدیکتر شد.  کوهزایی های دوران سنوزوئیک بطور کلی پستی و بلندیهای کنونی سطح زمین بر اثر جنبشهای کوهزایی این دوران بوجود آمدند و کوهزایی های این دوران بیشتر به آلپ مشهور است و در واقع کوهزایی آلپ در این دوران شامل آلپین میانی و آلپین پایانی است.  جغرافیای دیرینه دوران سنوزوئیک یکی از دریاهای بزرگ سنوزوئیک دریای مدیترانه بود که از نواحی آلپ تا جزایر سند را می‌پوشاند. خشکیهای شمالی که شامل خشکی اطلس شمالی و خشکی چین و سیبری بود. از خشکیهای جنوبی که شامل خشکی آفریقا ، برزیل ، هند و ماداگاسکار بود بوسیله دریای مدیترانه از هم جدا می‌شدند. در اواخر ترشیری وضع خشکیها و دریاها به عصر حاضر نزدیک می‌گردد. و اغلب قاره‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند. اقیانوس‌ها نیز به صورت مجزا در می‌آیند. آمریکای شمالی از خشکی اروپا - آسیا و همچنین آمریکای جنوبی ، آفریقا و استرالیا از یکدیگر جدا می‌گردند.  دوره های سنوزوئیک دوره ترشیری دوره ترشیری از لحاظ سنی دارا ی 63 میلیون سال عمر می‌باشد و طولانیترین دوره سنوزوئیک به شمار می‌آید. بیشترین تحولات ذکر شده در سنوزوئیک مربوط به این دوره می‌باشد. ترشیری به پنج دور تقسیم می‌شود که عبارتند از: پالئوس ، ائوس ، اولیگوسن ، میوسن و پلیوسن برخی از زمین شناسان سه دور پالئوس ، ائوس و الیگوسن را جز دوره پالئوژن و دو دور میوسن و پلیوسن را جز نئوژن در نظر می‌گیرند.در این دوره گیاهان و جانوران به اشکال امروزی خود نزدیکتر می‌شود در دوره ائوسن پرندگان بی‌دندان شبیه به پرندگان امروز ظاهر می‌شوند. پستانداران تقریبا در تمام محیطهای زیستی وجود داشتند. اندامهای آنان برای حفاری ، بالا رفتن از صخره‌ها یا درخت ، تاب خوردن ، دویدن و شنا کردن و پرواز کردن آمادگی داشته است.  کواترنری طول زمان کواترنری بسیار کوتاه می‌باشد و در حدود 2 میلیون سال است. از نظر کوهزایی ، دوره کواترنری دنباله پلیوسن است. از نظر دیرینه شناسی ، کواترنری با پیدایش جنسهای شتر ، اسب ، فیل و گوزن که در پلیوسن نیز وجود داشته‌اند مشخص می‌گردد. در کواترنری یخبندان‌های متعددی وجود داشت که نشان دهنده تغییرات سریع و مهم آب و هوایی توام با پسروی و پیشروی آب دریاها می‌باشد. اولین انسانها در دوره کواترنری بوجود آمدند. زمین شناسان دوره کواترنری را بر اساس انواع مختلف فسیلهای انسان طبقه بندی کرده‌اند. دوره کواترنری را اغلب به دو دوره پلئیتوسن و هولوسن تقسیم می‌کنند.  پیدایش و تکامل انسان در کواترنری یکی از بارزترین مشخصات دوره کواترنری پیدایش و ظهور انسان است. طبق مطالعات فسیل شناسی و مقایسه انواع فسیلهای بدست آمده از تکامل پستانداران به نظر می‌رسد که احتمالا انسانها از تکامل برخی پریمات‌ها (Primates) اشتقاق یافته‌اند. پریمات‌ها انواعی از فسیلها هستند که ظاهری تقریبا شبیه بشر داشته و دارای دست و پاهای دراز بوده و پنجه‌های دست آنها و مجهز به ناخن گردیده است و در طول زمان این موجودات تغییر کرده و تبدیل به انسانهای اولیهشده‌اند.فسیلهای بسیار کمی از پریمات‌ها آن هم به صورت اسکلت کامل یافت شده است. این جانوران در جنگلها و روی درختان زندگی می‌کرده‌اند و اسکلت آنها پس از مرگ در اثر عوامل جوی و تاثیر باکتریهای مختلف تجزیه گردیده‌اند و به همین خاطر در شرایط مناسب فسیل نشده‌اند. پریمات‌ها پس از حشره خواران و کمی قبل از گوشتخواران در اواسط پالئوسن ظاهر شده‌اند. در حال حاضر میمونهای بزرگ را اجداد انسانهای اولیه ندانسته و بر خلاف نظریه داروین که میمونها را اجداد انسان به شمار می‌آورد باید گفت که طول استخوانهای انگشت و کف پا در میمونها و انسان تفاوت بسیار زیادی دارد.علاوه بر این تفاوت ، تفاوتهای زیادی دیگری نیز از سایر استخوانها مثل ساق پاها ، استخوان دست و وضع کلی صورت و دندان و ... در این دو گروه از موجودات قابل مشاهده است. با مطالعات انجام شده و تعیین سن به روش پتاسیم - آرگون قدیمیترین انسان واقعی متعلق به دو میلیون سال قبل با نام هوموها بی لیس (Homohabilis) است که ایستاده راه می‌رفته است ولی دستهای آنها از دستهای انسانهای امروزی ناقص تر بود.  مشخصات دوره اردویسین طول این دوره از 515 تا 438 میلیون سال قبل است. در پایان دوره کامبرین عده‌ای از موجودات زنده از جمله تریلوبیتها منقرض شوند. تریلوبیتها در دوره کامبرین تنوع و گسترش داشتند، ولی در اثر انقراض تعدادی از جنسها و گونه‌های آنها در پایان این دوره از بین رفته و از تعداد آنها در دوره بعدی کاسته شد. یکی از خصوصیات این دوره آن است که آب و هوا از کامبرین گرمتر بوده بطوری که رسوبات آهکی و دولومیتی بیشتری ته نشین شده‌اند. وجود نفت در رسوبات اردویسین نشان دهنده فراوانی و توسعه موجودات ریز شناور در آب دریاهای آن زمان می‌باشد.  حدود اردویسین به عقیده مولفین انگلیسی ، بطور کلی قاعده سیلورین با زون گراپتولیتی به نام گلیپترگراپتوس (Glyptograptns) مشخص است. ضمنا تقسیم بندی اردویسین در مقاطع تیپ مشکل به نظر می رسد، چون این مقاطع از نظر جغرافیایی از یکدیگر جدا بوده و رخساره‌های آنها نیز مختلف است. ضمنا حد بین اشکوبهای اردیسین معمولا با فسیل گراپتولیتها مشخص شده است.ناگفته نماند مقیاس چینه شناسی که برای اردیسین انگلستان بکار می‌رود عملا در محلهای دیگر به آسانی قابل استفاده نیست. مثلا در اروپای مرکزی ، جنوبی و آفریقای شمالی (نواحی مدیترانه) مجموعه موجودات جانوری اردویسین از موجودات جانوری اروپای شمالی متمایز و یا با آنها تفاوت دارد و به همین دلیل زوناسیون فسیلهای کنودونت می‌تواند کمبود گراپتولیت را در نواحی مدیترانه جبران نماید.    اردویسین زیرین ·         اشکوب ترمادوسین: که رسوبات آن برای اولین بار در شهر ترمادوک (Temadoc) در ایالت ولز واقع در جنوب غرب انگلستان مطالعه شده است. ·         اشکوب آرنیگین (Arenigian): نام آن از کوههای آرنیگ در ایالت ولز گرفته شده و رسوباتش سیلت و آهکهای با لایه بندی نامنظم است. اردویسین میانی ·         اشکوب خلانویرنین (Llanvirnian): شامل شیلهای گراپتولیت دار و نام آن از ناحیه خلانویرن در جنوب ولز گرفته شده است. ·         اشکوب خلاندیلین (llandeilian): اولین بار به آهکهای رنگی و تیره تریلوبیتدار ناحیه خلاندیلو اطلاق گردیده است. ·         اشکوب کارادوسین (Caradocian): نام آن از ناحیه کارادوک در ولز مشتق گردیده و رخساره‌اش ماسه سنگاست. اردویسین بالایی که اشکوب آشگیلین (ashgillian) را شامل می‌شود. این اشکوب نامش از شهر آشگیل در ایالت ولز گرفته شده است و رخساره‌اش بیشتر سیلتی است.  فسیلهای شاخص در اردویسین سه گروه از جانوران در کامبرین ظاهر شده‌اند، اما تنوع آنها مربوط به دوره اردویسین است. این جانوران عبارتند از: بازوپایان لولادار ، گراپتولیتها و کنودونتها. این سه گروه از مهمترین فسیلهای شاخص اردویسین به شمار می‌روند.  جغرافیای دیرینه اردویسین بعد از پیشروی کلی دریا در دوره کامبرین ، سطح آب دریاها تا پایان اردویسین همچنان بالا بوده و سطح وسیعی از خشکیها را نیز می‌پوشانیده است. بزرگترین پسروی دریایی در آخر دوره اردویسین بوقوع پیوست، ولی اثر چندانی در زندگی موجودات زنده نداشت.لازم به ذکر است که شواهد زیادی دال بر انقراض تعدادی از موجودات زنده در پایان دوره اردیسین وجود دارد. علت این انقراض را سرد شدن سریع و ناگهانی آب و هوا در پایان این دوره می‌دانند. در اردویسین خشکی بالتیک و خشکیهای کوچک بریتانیا از جنوب به طرف استوا تغییر مکان یافتند. در اثر این حرکت بود که بالتیک به حاشیه شرقی آسیا - اروپا منتقل شد.  مشخصات دوره پرمین طول عمر دوره از 250 تا 290 میلیون سال قبل بوده است. گذر زیرین دوره پرمین با فسیلهای شواژرنیا یا دوکفه‌ای پالئودونتا و گذر فوقانی آن با براکیوپودهای پرودوکتیده و فسیل آمونوئیدها مشخص می‌گردد. در بعضی نقاط دنیا مثل جلفای ارس (مرز ایران و روسیه) گذر بین رسوبات پرمین و تریاس مشخص نیست و مجموعه این رسوبات به پرموتریاس معروفند. بطور کلی دو نوع رخساره مهم در دوره پرمین را می‌توان تشخیص داد، یکی رخساره دریایی و دیگری رخساره مردابی و خشکی.  رخساره مردابی و خشکی پرمین در دوره پرمین ته ‌نشینهای مردابی و خشکی در بسیاری از نواحی دنیا مثل انگلستان و آمریکای شمالی مشاهده شده است. رخساره‌های مردابی و خشکی این دوره اغلب از ته نشستهای ماسه سنگ قرمز و شیست مارنهای قرمز رنگ تشکیل شده است. بدین جهت زمین شناسان انگلیس این رخساره را به نام ماسه سنگ قرمز جدید نامیده‌اند. زمین شناسان آمریکایی رخساره مردابی پرمین را به نام طبقات قرمز می‌نامند. اغلب در میان رسوبات گل رسی ته نشینهای تبخیری از قبیل: نمک ، کارنالیت ، ایندریت کیه زیت (سولفات دو منیزی) و گچ نیز یافت می‌شود.  رخساره دریایی پرمین مهمترین ته نشینهایی که در دریاهای پرمین بر جای مانده‌اند عبارتند از: از ماسه سنگ ، آهک و دولومیت.  تقسیمات دوره پرمین پرمین زیرین پرمین زیرین دارای سه اشکوب می‌باشد که به ترتیب عبارتند از: اشکوب آسلین (Asselia) ، ساکمارین (Sakmarian) و آرتینسکین (Artinskian) ، نام اشکوب آرتینکسین از ناحیه آرتینسیک واقع در اورال روسیه مشتق شده و رخساره‌اش ماسه سنگ و آهک می‌باشد.    پرمین بالایی پرمین بالایی شامل اشکوبهای گودالوپین و پامیرین می‌باشد. ·         اشکوب گوادالوپین (Guadalupian): نام آن از گوادالوپ ایلت تگزاس گرفته شده است، این اشکوب معادل اشکوب مرغابین (Murgabian) می‌باشد. ·         اشکوب پیامیرین (Pamirian): نام آن از پامیر چین گرفته شده است. این اشکوب معادل اشکوب جلفین است که اولین بار در جلفای شوروی (کنار رودخانه ارس در مرز ایران) نامگذاری شده است. گیاهان دوره پرمین بیشتر گیاهانی که در دوره پرمین دیده می‌شود در دوره کربنیفر نیز شناخته شده‌اند. مهمترین جنبه‌ایی که در این دوره یافت شده‌اند عبارتند از: گلوسوپتریس که مشخص دوره پرمین و تریا خشکی گندوانا می‌باشد. فسیل این گیاه در شمال روسیه ما بین پرمین زیرین و پرمین فوقانی نیز شناخته شده است. گانگاموپتریسکه اختلاف آن با گلوموپتریس در این است که برگها عاری از رگ برگ وسط می‌باشند. این جنس نیز مشخص خشکی گنوانا است.  جانوران دوره پرمین در میان روزبزان جنس فوزودلنیا که در کربنیفر دیده شده ، در ته نشینهای دوره پرمین نیز شناخته شده است. تریلوبیتها تقریبا از بین رفته‌اند. از بازوپایان که در پرمین شناخته شده‌اند می‌توان گونه‌هایی از پروکتوس و اسپریفر را نام برد. از نرمتنان دو کفه‌ایها و شکم پایان و آمونوئیدها در ته نشستهای دوره پرمین به حالت فسیل شناخته شده‌اند. بخصوص گروه آمونوئیدها دارای گونه‌های مشخص می‌باشند.در پرمین آثاری از خزندگان مشهود است. از دوزیستان استگوسفالها با جثه بزرگ و دست و پای کوچک در روی رسوبات رودخانه‌ای زندگی می‌کرده‌اند. بطور کلی مهره داران پرمین با دوره کربنیفر اختلاف زیادی نداشته‌اند. با این وصف پیدایش خزندگان ترومورف که پستانداران اولیه شباهت داشته‌اند را می‌توان یکی از صفات مشخص دیرینه شناسی این دوره به شمار آورد.    جغرافیای دیرینه پرمین با توجه بوجود حرکات مهم کوهزایی در کربنیفر ، به نظر می‌رسد که در کربنیفر پایانی قاره‌ها و خشکیها توسعه پیدا نموده و مناطق وسیعی از مردابها و برکه‌های ساحلی یا بین قاره‌ای (حوضه‌های دریاچه‌ای) تشکیل گردیده و در آنها گیاهان زغالی رشد و نمو زیادی داشته‌اند. در پرمین ، در قاره‌های فوق الذکر شرایط آب و هوایی خشکتری حاکم گردیده و بالا آمدن آب دریا محدود و محلی بوده است. دریای آرتینکسین ، آسیای جنوب شرقی ، کناره شرقی گمداونا و بخش غربی قاره آمریکا را می‌پوشانده است.یکی از شرایط مهم تکامل پالئو ژئوگرافی در پرمین و بطور کلی پالئوزئیک پایانی ، تشکیل رشته کوههای اورال است که موجب اتصال قاره‌ای اطلس شمالی و سیبری گردیده است. در این حال دریای آرکتیک به طرف شمال اروپا رانده شده است. این دریا بعدا در حالیکه پسروی نموده از خود رسوبات مردابی و تبخیری بر جای گذاشته است. یکی از مشخصات برجسته دوره پرمین وجود و توسعه یخچالها در نقاط مختلف بوده بطور کلی در تمام ممالکی در نیمکره جنوبی واقع شده‌اند، بعد از کربنیفر یخچالها توسعه زیادی داشته‌اند. این یخچالها منحصر به نقاط کوهستانی نبوده بلکه زمینهای وسیعی را اشغال می‌نمودند.  مشخصات دوره تریاس از میان سه دوره مربوط به مزودوئیک ، دوره تریاس با مدت زمان 40 میلیون سال کوتاهترین دوره از دوران است. سنگهای این دوره از سه نوع رخساره به ترتیب زیر تشکیل گردیده است: ·         کوپر: قسمت فوقانی است که شامل مارنهای گچ و نمکدار رنگین میباشد. ·         موشل کالک: بخش میانی که از آهک فسیلدار تشکیل شده است. ·         بونت ساندشتین: بخش زیرین است که متشکل از ماسه سنگ قرمز و در راس آن 70 متر ماسه سنگ گلی رنگ با فسیل گیاهی ولتزیا می‌باشد. حدود دوره تریاس آب و هوا حد زیرین حد زیرین آن با فاز تکتونیکی پالاتین مطابقت داشته است. فازی که معرف آخرین حرکات و جنبشهای مربوط به فاز اصلی هرسی نین است. و در اروپای مرکزی و شرقی گسترش داشته و با از بین رفتن بسیاری از موجودات پالئوزوئیک و ظهور موجودات دیگر در مزوزوئیک همراه است.    حد بالایی بین تریاس و ژوراسیک اشکوب رتین (Rhaetian) قرار دارد که سابقا آن را جزء لیاس (ژوراسیک زیرین) میدانستند و در پارهای موارد نیز بین تریاس و لیاس در نظر میگرفتند، ولی فعلا آن را متعلق به تریاس پایانی میدانند. حد بین تریاس و ژوراسیک از نظر بیوستراتی گرافی چندان مشخص نبوده ، ولی شواهد پالئوزو اکولوژی و تغییرات شرایط آب و هوایی در این زمان میتواند این دو دوره را از هم جدا کند.مثلا در تمامی محیط کناره خشکی آلپ و اروپای غربی ، شرایط آب و هوایی اواخر تریاس موجب تشکیل حوضه‌ها و رسوبات مردابی و تبخیری گردیده و تغییرات شدید شوری آب و بطور کلی تغییرات شرایط شیمیایی آب سبب از بین رفتن پارهای از موجودات شده است.  تقسیمات دوره تریاس رخسارههای دوره تریاس از دو منشأ می‌باشند: یکی رخسارههای مردابی و قاره‌ای (تریاس آلمان) و دیگری رخسارههای دریایی (تریاس آلپ). تقسیمات تریاس آلمان قدیمیتر بوده و شامل سه گروه رخساره به نام بونت ساندیشتین یا ماسه سنگهای قهوه‌ای ، موشل کالک آهک صدفدار و کوپر یا مارنهای رنگین است.  بونت ساندشتین واحد لیتولوژی بونت ساندشتین با اشکوب ورفنین (Werfenian) انطباق داشته که نام آن از ناحیه ورفن واقع در 40 کیلومتری جنوب - جنوب شرقی سالسبورگ در اتریش گرفته شده است. این اشکوب معادل اشکوب سکیتین (Scythian) است که نامش از سرزمین سکیت در شمال کریمه مشتق شده است.  موشل کالک آهکهای صدفدار یا مرشل کالک ، معادل اشکوب ویرگلورین (Virglorian) است که شامل آهکهای گردنه ویرگلوریا در اتریش و یا اشکوب آنیزین (Anisian) یعنی آهکهای ناحیه تیرل (Tyrol) اتریش و سرانجام اشکوب لادینین (Ladinian) که در ناحیه لادین سوئیس شرقی بین ایتالیا و اتریش مطالعه شده است.  کوپر مارنهای کوپر معادل اشکوبهای کارنین (Carnian) یعنی دولومیت ، مارن و آهک در ناحیه تیپ یعنی آلپ و همچنین اشکوبهای نورین (Norian) شامل آهک و دولومیت آلپ در جنوب سالسبورگ اتریش و بالاخره اشکوب رتین است که اولین بار در سال 1861 توسط یک زمین شناس انگلیسی به نام مور (Moore) بکار برده شده است.  فسیلهای گیاهی تریاس جلبکهای سبز که خصوصا در دریاهای گرم و کم عمق مانند دریای مزوژه فراوان بودهاند. از انواع این جلبکها میتوان دیپلوپورا و ژیروپورلا را نام برد که دارای تال(Thalle) آغشته به آهک بودهاند. از درختان بزرگ که امروزه تند سیلیسی شده آنها در نواحی هند و آفریقای جنوبی پیدا شده میتوان آروکاریاس را نام برد، که در برش عرضی دارای دوایر متحدالمرکز نشانه مراحل رشد می‌باشد.  فسیلهای جانوری ·         فرامینفرها به علت تغییرات شرایط محیط دریایی دو خانواده مهم از فرامنیزهای پالئوزوئیک چون فوزولینیده و آندوتیروتیریده در تریاس از بین رفته و منحصرا خانواده لاژنیده ظاهر و اهمیت پیدا میکند. ·         کنودونتها: کنودونتها بیش از فرامننفرها در تریاس اهمیت چینه شناسی داشته و از میکرو فسیلهای شاخص این دوره به شمار میروند، به عنوان مثال جنس Gondolella در مرشل کالک اروپا از کنودونتهای شاخص است. ·         مرجانهای شش تیغه: با از بین رفتن مرجانهای چهار تیغهای و بسیاری از تابولاتا در پرمین بالایی ، مرجانهای شش تیغهای تریاس میانی فراوان شده و تشکیل ریفهای دولومیتی را میدهند. ·         دوکفهایها و شکم پایان: برخی از آنها از بهترین فسیلهای شاخص تریاس به شمار می‌روند. مثل جنس Myophora که در موشل کالک معروف است.   ·         پابرسران: شامل آمونیتها با خط درزهای متشکل از فرو رفتگی و برجستگی سینوسی شکل در رخسارههای آلپی است. ·         بازوپایان: در محیطهای لیتورال نسبتا فراوان بوده و گروههای رنکونلید و ترابراتولید معروفند. آب و هوای تریاس تغییرات آب و هوایی در تریاس معلول حرکت و مهاجرت قطبین و در نتیجه جابجایی خط استوا بطرف جنوب است که موجب تشکیل مقدار متنابهی رخسارههای تخریبی میگردد. در اروپای میانی ، آب و هوای استوایی کربنیفر در پرمو - تریاس تبدیل به یک آب و هوای گرم با فصول متناوب می‌گردد. چنین آب و هوایی موجب تخریب گرانیت (وگنیسهای هرسینین گردیده و تودههای عظیمی از کنگلومرا ماسه سنگ و سیاتستون در پای کوهها تشکیل میشود که با رنگ قرمز جلب نظر مینمایند. درجه حرارت دریاهای آن زمان از نسبت ایزوتوپهای 16O به 18O محاسبه شده ، در حدود 25 درجه بوده است؛ یعنی شرایط مطلوبی که برای رشد جلبکهای آهکی و مرجانها می‌توان در دریاهای نواحی آلپ در نظر گرفت.  جغرافیای دیرینه تریاس بطور خلاصه آغاز تقسیمات خشکی گندوانا به همراه ولکانیسم شدید ، بحران و تغییرات آب و هوایی ، مهاجرت قطبین به طرف جنوب ، گرم شدن عمومی هوا و وسعت زون تبخیری از پدیدههای پالئوژئوگرافی تریاس به شمار می‌روند.  انتشار خشکیها و دریاها در تریاس خشکی بزرگ پانگهآور تریاس به خشکیهای لوراسیا و گندوانا تقسیم گردیده است و در بخشهای میانی آن دریای مزوژه و دریاهایی چون دریای استرالیا و دریای گندوانایی وجود داشته است.  اشتقاق قارهها و لکانیسم و کوهزایی در تریاس از تریاس میانی به بعد قاره استرالیا - آنتراکتیک و هند از قاره آفریقا جدا می‌شود. در تریاس بالایی نوبت جدایش ماداگاسکار است، در حالی که شکاف وسیعی از تیپ دره ریختی حاکی از باز شدگی اقیانوس اطلس از زمان ژوراسیک که موجب تظاهر ولکانیسم بازالتی و آندریتی می‌شود که از درون این شکاف عظیم خارج گردیده است. با آنکه در مزوژه کوهزایی شدید وجود نداشته است، ولی قلمرو و نواحی آلپی شروع به حرکت نموده و چندین دگرشیبی کوچک در آلپ شرقی پدیدار می‌گردد.ارتفاعات کارپات و بالکان به همراه چین خوردگیهای زیردریایی و برشهای بین تشکیلاتی از آثار این حرکات است. این تکتونیک همزمان با رسوبگذاری در آنیزین پایانی با ولکانیسم توفی و سینریتی مشخص می‌شود. در حد تریاس - ژوراسیک ، یک دگرشیبی مشخص در حاشیه نواحی جنوبی و شرقی آسیا مشاهده می‌شود (کوهزایی سیمرین).  مشخصات دوره دونین دوره دونین از 408 تا 360 میلیون سال پیش به طول انجامید. دونین دوره‌ای حد واسط بین دو چرخه کوهزایی مهم کالدونین و هرسی‌نین به شمار می‌رود. به همین جهت برخی حرکات اپیزوژنیک و خشکی زایی این دوره را مشخصا نمی‌توان به کوه زایی کالدونین یا به هرسی‌نین نسبت داد، ولی معمولا دونین زیرین و میانی جزء کوه زایی کالدونین محسوب می‌گردد. گذر زیرین آن شامل ماسه سنگ قدیمی است و با تمام شدن فسیل گرتپولیتی به نام منوگراتپوس مشخص می‌شود، این حد را با پیدایش سرپایان نیز برابر می‌گیرند. پیشروی دریا در این دوره باعث افزایش مرجانهای روگوزا و تابولاتا که گاهی تا چندین متر بالاتر از سطح دریا و به وسعت چند کیلومتر دیده می شوند، گردید. تقسیمات دونین از نظر اشکوبها عبارتست از:    دونین زیرین این دوره شامل دو اشکوب به نامهای ژدی‌نین و کوبلانسین می‌باشد. ·         اشکوب ژدی نین: نام آن از ژدین (Gedinne) نام شهر از بلژیک در نواحی آردن (بین فرانسه و بلژیک) گرفته شده است. قسمت زیرین آن از پورنگ ، آرگوز ، شیل و بخش بالایی آن شامل شیلهای رنگین است. ·         اشکوب کوبلانسین (Coblencian): نام آن از کوبلانس (Coblence) در آردن گرفته شده و ماسه سنگهای گری‌وکی از رخساره‌های مهم آن به شمار می‌رود. دونین میانی دونین میانی شامل اشکوبهای ایفلین و ژیوسین می‌باشد. ·         اشکوب ایفلین: این اشکوب شامل رسوبات کوارتزیتی شیلی و آهکی است که اولین بار در ناحیه آردن بلژیک مطالعه و نامگذاری شده است. ·         اشکوب ژیوسین (Givetian): این اشکوب نامش از ناحیه ژیوه (Givet) در حد جنوبی دینان در بلژیک مشتق گردیده و شامل رخساره‌های آهکی حای فسیل (Stringocephalus) است. دونین بالایی این دوره شامل اشکوبهای فراسنین و فامنین می‌باشد. ·         فراسنین (Frasnian): که در حد جنوبی حوضه دینان مطالعه شده ، نام آن از آهکهای ناحیه فراسن مشتق شده است. ·         فامنین (Fammenian): وجه تسمیه این اشکوب از ناحیه فامن (بین بلژیک و شمال فرانسه) می‌باشد. رخساره‌های این اشکوب بیشتر شیلی است که با ماسه پسامیتی همراه است. فسیلهای دوره دونین در این دوره بی‌مهرگان از جمله بازوپایان و دوکفه‌ایها فراوان بوده‌اند. از براکیویودها اسپریفریده ، رینیوکونلیده و استرونومنیده تنوع زیاد داشته‌اند. در اوایل این دوره آمونوئیدها که نرم تنان با صدف پیچیده بودند، به جای ناتیلوئیدها که صدف مستقیم داشتند، فراوان شدند. آمونوئیدها به علت تنوع سریع و کوتاهی دوره عمر جز فسیلهای شاخص دونین تا آخر دوران مزوزوئیک هستند. گرچه دونین به نام دوره ماهیها مشهور شده است، ولی تعداد گونه‌ها در این دوره بیشتر از دوره‌ای بعد نبوده است.از مهمترین ماهیهای این دوره می‌توان اوسترا کودرم (Ostracoserm) را نام برد که در محیطهای آب شیرین زندگی می‌کرده است. این ماهیها که فاقد دندان و آرواره بودند، دهان باسپری استخوانی پوشیده می‌شده است که در ماهیهای امروزی دیده نمی‌شود. اولین حشره در دونین ظهور می‌یابد. گرایتولیتها از بین رفتند و تری لوبیتها رو به کاهش نهادند. گیاهان خشکی از جمله نهانزادان آوندی در دونین توسعه یافتند.    جغرافیای دیرینه دونین در این دوره آب دریاها بالا آمد و دریاها در روی خشکیها پیشروی داشتند. عامل اینپیشروی را ذوب شدن یخهای قطبی که در اردویسین تشکیل یافته بودند، می‌دانند. گسترش رسوبات آهکی و تبخیری حاکی از آب و هوای گرم در این دوره است. رسوبات تبخیری در سیلورین به فاصله 30 درجه از استوا تجمع یافتند، ولی رسوبات تبخیری دونین گسترش بیشتری به طرف شمال و جنوب داشته‌‌اند. ماسه سنگهای قرمز که از مهمترین رخساره‌های دونین است، در انگلستان مطالعه شده است. شواهد مغناطیسی بیانگر آن است که قاره‌های شمالی و جنوبی در دونین و کربنیفر بهم نزدیک شده‌اند.حدود 80 درصد موجودات زنده در کناره‌های قاره‌ها مشابهند. در اوایل دونین کوهها شکل گرفته و رسوبات ماسه سنگی قرمز سبب اتصال بعضی قسمتها شدند که از جنوب تا آمریکای شمالی گسترش داشتند و بعدها با پیشروی دریاها موجودات دریایی توسعه یافتند. در زیردوره دونین پسین قسمت اعظم ایران از دریا پوشیده بوده است. رسوبات فسیل‌وار این زیردوره از شمال بندر عباس تا ایران مرکزی و کوههای البرز گسترش دارند. شواهد پالینولوژیکی حاکی از آن است که در دوره دونین ایران ، استرالیا و عربستان بخشی از قاره آفریقا را تشکیل می‌داده‌اند.  کلیات سیستم ژوراسیک از زمین شناسی تاریخی مهمی داشته ، مطالعات با ارزش از نظر چینه شناسی و بخصوص بیوسترایتگرافی در این دوره انجام گرفته است. و. اسمیت(W. Smith) از سال 1759 تا 1839 از زمینهای ژوراسیک تقسیمات چینه شناسی فسیلهای شاخص را ثابت کرده است. دو بوش (Lide Buch) از سال 1774 تا 1854 و پونشترت (Puenestedt) از سال 1809 تا 1899 دوره ژوراسیک را به ترتیب به دو قسمت ژوراسیک سیاه و ژوراسیک سفید هر یک را با حروف یونانی به بخشهای کوچکتری تقسیم کردهاند که این تقسمات هنوز در آلمان بکار برده می‌شود. طول دوره ژوراسیک 60 میلیون سال است.    تقسیمات کرونوستراتیگرافی ژوراسیک اپل از سال 1831 تا 1865 بیوزون را ثابت نمود و 33 زون آمونیت در ژوراسیک تشخیص داد که هنوز قابل قبول است. اپل ژوراسیک را به سه زیر سیستم تقسیم نمود و به نامهای لیاس ، دوگر و مالم نامید. لیاس یا ژوراسیک زیرین مطابق با ژورای سیاه است. ژوراسیک میانی یا دوگر که ژورای قهوهای را شامل میشود و ژوراسیک بالایی یا مالم با ژورای سفید مطابقت دارد. هر یک از این سیستمها به اشکوبهایی زیر تقسیم می‌شود که شرح مقاطع و محلهای تیپ آنها عبارتست از:  ژوراسیک زیرین یا لیاس ·         اشکوب هتانژین (Hettangian): نام آن از ناحیه هستانژ واقع در موزل فرانسه گرفته شده است. ·         اشکوب سیمنورین (Sinemurian): توسط دوربینی در سال 1850 از ناحیه سمور (Semur) واقع در کت دور (Cote dor) فرانسه شده است. ·         اشکوب پلی اکنسباکین (pliensbachian): در ناحیه پلی اکسباک آلمان توسط اوپل در سال 1858 ابرین نام خوانده شده است. ·         اشکوب توآرسین (Toarcian): ناحیه اصلی رسوبات آن در توآر (Thouors) واقع در دو سور (Deux - sevres) فرانسه در سال 1850 توسط بینی نامگذاری شده است. ژوراسیک میانی یا دورگر ·         اشکوب با ژوسین (Bajocian): نام آن از ناحیه باژو در فرانسه گرفته شده است و رخساره آن شامل سنگ آهک 11 لیتی و ماسه سنگ آهنی است. ·         اشکوب باتونین (Bathonian): نام آن از ناحیه بان در مضرب لندن گرفته شده است و شامل آهک 11 لیتی رس و ماسه سنگ است. ·         اشکوب کالووین (Callovion): رسوبات آن در ناحیه کلاویز (Kellaways) جنوب غرب انگلستان به صورت آهک ماسهای بوده و نام آن توسط اسمیت در سال 1813 از این محل گرفته شده است. ژوراسیک بالایی یا مالم ·         اشکوب آکسفوردین (Oxfordian): رسوبات آن از زمانهای سیاه سنگ رنگ تشکیل شده است و محل اصلی آن در آکسفورد واقع در شمال لندن میباشد. ·         اشکوب کیمرجین: نام آن از کیمریج (kimmeridge) واقع در جزیره پوربک (Purbeck) گرفته شده و رسوبات آن شامل مارن و کمی ماسه سنگ است. ·         اشکوب پرتلاندین (porthladian): نام آن از منطقه پرتلاند در جنوب انگلستان گرفته شده است و شامل آهک 11 لیتی ماسه‌ای است. ·         اشکوب پوربکین (Purbeckian): شامل رسوبات کولابی مارنی - آهکی و ژیپس است. نام این اشکوب از جزیره پوربک در انگلستان توسط اسمیت و وبستر مشتق شده است.   فسیل شناسی ژوراسیک در ژوراسیک پرندگان ظهور مینمایند و بهترین مثال آن پرنده معروف آرکئوپتریکس(Archeopteryx) است که حد واسط پرنده و خزنده بوده ، در اشکوب پرتلاندین در ناحیه سلمن هوفمن واقع در باواریای آلمان کشف شده است. بدین ترتیب تمام گروههای جانوری در مهره داران در ژوراسیک وجود داشته است. از نظر فسیل شناسی مهمترین گروههای فسیلی عبارتند از: ·         آمونیت: از مارکوفسیلهای مهم ژوراسیک به شمار میرود. ·         رادیومرها و روزنه داران: از فسیلهای تک یاختگان رادیولرها و روزنه داران در این دوره مشاهده شده است. بعضی از رسوبات سیلیسی ژوراسیک ایتالیا که از اسکلت سیلیسی رادیومرها تشکیل گردیدهاند و به نام رادیولاریت نامیده می‌شود، در ایران در کرتاسه بالایی گسترش می‌یابد. از روزنه داران شاخص دوره لیاس جنس اربی توپسلا(orbitopsclla) است که در سازند لیاس جنوب ایران مشاهده شده است. پالئو ژئوگرافی ژوراسیک در مقیاس جهانی ، پالئو ژئوگرافی ژوراسیک فرق چندانی با دوره تریاس ندارد. خشکی گندوانا شامل آمریکای جنوبی پرفریقات در حالیکه آتلانتیک جنوبی هنوز وجود ندارد، ولی ماداسگار ، هند و استرالیا از هم جدا است. قاره شمال آتلانتیک و خشکی آنگارا یکی می‌باشد. پیشرویهای کنار قارهای دریاها بخصوص در اروپا توسعه دارد که کم و بیش باعث جدا شدن آنگارا در ژوراسیک بالایی میگردد. استنشاق قارهها که از اواخر تریاس شروع شده ، از ژوراسیک نیز ادامه پیدا کرده و منجر به تقسیم شدن خشکی گندوانا شده است.در این دوره عمق اقیانوسها فزونی یافته و با ایجاد ریفتها (به علت فاز کششی) گدازههای عظیم ایولیتی گسترش پیدا کرده است. در مقایسه با وضع پالئو گرافی تریاس ، در ژوراسیک خشکی هند بیش از پیش رو به شمال حرکت نموده و باعث عریض شدن اقیانوس هند می‌گردد. کانال موزامبیک در دوره لیاس باز می‌شود. اقیانوس اطلس شمالی نیز اندکی شروع به ظاهر شدن می‌نماید. اقیانوس اطلس جنوبی به صورت دریای باریکی (ریفت) بین خشکی آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی قرار دارد. سرانجام استرالیا هنوز از خشکی آنتاراکتیک جدا نشده است.  مشخصات دوره سلیورین سیلورمن کوتاهترین دوره از دوران پالئوزوئیک است که سن آن را 28 میلیون سال (از 438 تا 410 میلیون سال قبل) تعیین نموده‌اند. گذر زیرین این دوره با فسیل گراتپولیتی به نام گلیپتوگراتپوس مشخص شده است. زیرا در بیشتر ممالک اروپایی بین اردویسین و سیلورین رخداد مهم تکتونیکی ملاحظه نشده است. گذر فوقانی این دوره نیز با زون گراتپولیتی به نام منوگراتیوس یونیفورمیس (Monograptus uniformis) که معرف قاعده دونین بوده و در مقطع چینه شناسی آن در ناحیه کلوک در چکسلواکی قرار دارد مشخص شده است.  تقسیمات سیلورین ·         سیلورین زیرین: که با اشکوب خلاندورین (LLandoverion) مشخص است. این اشکوب که شامل رسوبات ماسه سنگ و شیل است، در ناحیه خلانداوری در جنوب ناحیه ونز نامگذاری شده است. ·         سیلورین میانی: که اشکوب ونلوکین (Wenelockion) را شامل می‌شود. اشکوب مذکور دارای رسوبات آهکی و شیلی حاوی گراتپولیت و نام آن از ناحیه ونلوک در جنوب ولز مشخص شده است. ·         سیلورین بالایی : از اشکوب لودلووین (Ludlovian) تشکیل شده است. نام این اشکوب از شهر لودلوو (Lodlow) واقع در ایلت ولز در جنوب غرب انگلستان اشتقاق یافته و رخساره‌های آن شیلی آهکی است. فسیلهای دوره سیلورین گرتپولیتها از فسیلهای شاخص دوره‌های اردویسین و سیلورین بوده‌اند. علاوه بر گراتپولیت ، براکیوپودها ، مرجانها و کنودونتها نیز در این دوره گسترش و توسعه فراوان داشته‌‌‌‌اند. تعدادی از تریلوبیتها نیز در این دوره می‌زیسته‌اند. پیدایش و تنوع نخستین گیاهان آوند دار و ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین گسترش ماهیهای زره دار نیز متعلق به این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شده‌اند.  جغرافیای دیرینه سیلورین در اواخر چین خوردگی کالرونین در سطح وسیعی از اروپای شمالی به وقوع پیوست. و در نتیجه آن از وسعت دریاها کاسته شده و بر وسعت خشکیها افزوده گردید. کوههای آپالاش در آمریکای شمالی نیز حاصل این کوه زایی است. بعد از کوه زایی کالدونین رسوبات ماسه سنگ قرمز که حاصل پسروی دریایی هستند در قسمتهای زیادی از اروپا ته نشین شدند.ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند. بنابراین بیشتر خشکیها در محل فعلی خود قرار نداشته‌اند، بلکه خشکیهایی که امروزه نزدیک به قطب جنوب و شمال قرار دارند در سیلورین به استوا نزدیک بوده‌اند. فعالیتهای آتشفشانی اگر چه در اردویسین نیز وجود داشته‌اند، اما در سیلورین گسترش زیادتری یافته‌اند. بطور کلی رسوبات سیستم سیلورین در ایران گسترش کمتری داشته و قسمت اعظم این کشور در این دوره از خارج بوده است. مشخصات دوره کامبرین دوره کامبرین به سه اشکوب زیرین ، میانی و بالایی تقسیم می‌شود. سن کامبرین از 750 تا 510 میلیون سال قبل است. پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین چین و نقاط دیگر نشان می‌دهد که آب و هوای سردی در این نواحی حکم فرما بوده است. مطالعه رسوبات چین خورده کامبرین نشان دهنده آن است که در این دوره بزرگ ناودیسهایی در نقاط مختلفی از اروپا ، آسیا و آمریکا وجود داشته است. بعضی از جانورانی که در تشکیلات کامبرین مشاهده شده‌اند از نظر چینه شناسی اهمیت زیادی ندارند.چون فسیل این جانوران یا به ندرت یافت شده و یا اینکه به خوبی حفظ نشده‌اند. از این جانورانمرجانها را می‌توان نام برد که تنوع زیادی نداشته و یا آنکه دارای اسکلت سخت نبوده‌اند.خارپوستان نیز در این دوره ظهور نموده‌اند، ولی گوناگونی زیادی نداشته‌اند. از نرمتنان وجود دو کفه‌ایها مشکوک است و از شکم پایان هم جز چند نمونه ساده آثار بیشتری باقی نمانده است.  تقسیمات دوره کامبرین تقسیمات سیستم کامبرین از سال 1891 توسط والکت (Walcott) به صورت سه قسمتی پیشنهاد گردید که شامل کامبرین زیرین ، میانی و بالایی است. اشکوبهای کامبرین عبارتند از: ·         اشکوب جورجین (Georgian): که وجه تسمیه آن از کلمه جورجیا شهری در آمریکاست و توسط والکت در سال 1891 به کار برده شده است. این اشکوب معادل اشکوب توماشین است. زون تریلوبیت اله نلوس کامبرین زیرین را مشخص می نماید. ·         اشکوب آکادین (Acadian): که نامش از محل آکادی (Acadie) در کانادا گرفته شده است و در سال 1867 توسط داوسون (Dawson) ابداع گردیده است. این اشکوب قسمتی از کامبرین میاین با تریلوبیتهای پرادوکسیدها را شامل می‌شود. ·         اشکوب پوتسدامین (Potsdamian): که شامل ماسه سنگهای پوتسدام نواحی نیویورک است. این اشکوب دارای نبودهای چینه شناسی بوده و نمی‌تواند بطور کامل معرف کامبرین بالایی باشد. حدود دوره کامبرین حد زیرین این سیستم با پرکامبرین در ارتباط بوده ، ولی حد بالایی آن از نظر مورچیسون حتی سیلورین زیرین را شامل می‌شده است، اما در سال 1879 لاپ ورث (Lapworth) سیستم اردویسین را ابداع نمود که حد زیرین آن را اشکوب آرنیگین قرار دارد. حد بالایی کامبرین و مرز آن با اردویسین نیز از نظر چینه شناسی متفاوت است.    فسیلهای شاخص کامبرین تریلوبیتها و همچنین بازوپایان در این دوره دارای اهمیت فوق العاده‌ای بوده‌اند. تریلوبیتها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزوئیکظاهر شده و در اواخر همین دوره از بین رفته‌اند. بدین ترتیب از فسیلهای شاخص این دوران به شمار می‌روند. نام تریلوبیتها به علت تقسیم طولی بدن به سه قسمت است. مهمترین تریلوبیتهای دوره کامبرین عبارتند از: اوله نلوس و جنس هولمیا مشخص کامبرین زیرین و جنس پارادوکسیدس مشخص کامبرین میانی.    تقسیمات کرتاسه دوره کرتاسه دارای دو زیر سیستم کرتاسه زیرین و کرتاسه بالایی است که هر کدام از این زیر سیستمها نیز به بخشهای کوچکتری تقسیم می‌شوند. که در زیر به شرح مشخصات آنها می‌پردازیم.    کرتاسه زیرین اشکوبهای کرتاسه زیرین به ترتیب از قدیم به جدید شامل والانژینین ، هوتریون ، بارمین ، آپسین و آلبین می‌باشد که مجموع اشکوبهای والانژینین و هوتریون را نئوکومین می‌نامند. ·         اشکوب والانژینین (Valanginian): اولین بار در سال 1852 توسط دزور (Desor) به سری طبقات ناحیه نوشاتل در سوئیس اطلاق گردیده است. رسوبات این اشکوب بیشتر آهک و آهک مارنی می‌باشد. ·         اشکوب هوتریون (Hauterivian): که توسط رنوبه در سال 1873 در سوئیس به آهکهای زرد رنگ در ناحیه نوشاتل و مارنهای هوتریو نسبت داده شده است. ·         اشکوب بارمین (Barremian): کوکاند (Coquand) در سال 1882 این اشکوب را در کوههای آلپ نامگذاری نمود. رسوبات این اشکوب اغلب آهکی است. ·         اشکوب آپسین (Aptian): این اشکوب در سال 1840 توسط دربینی (Dorbigny) در ناحیهآپت (Apt) در فرانسه نامگذاری شده و بیشتر آهک و مارن است. ·         اشکوب آلبین (Albian): در سال 1842 توسط دربینی در ناحیه اوب یا آلبا (Alba) در فرانسه نامگذاری شده است. بیشتر رسوبات این اشکوب در مقطع اصلی آن مارنهای گوناگون ، ماسه‌های گلوکونی دارد و ماسه سنگهای سبز رنگ می‌باشد. کرتاسه بالایی اشکوبهای کرتاسه بالایی به ترتیب از قدیم به جدید عبارتند از سنومانین ، تورونین ، ستونین می‌باشد. یکی از مهمترین اشکوبهای کرتاسه بالایی سنومین می‌باشد. این اشکوب اولین بار توسط دربینی در سال 1840 مطالعه شده است. اشکوب سنونین بعدا توسط زمین شناسان تقسیم بندیهای کوچکتری پیدا کرده و زونهای مشخصی در آن ایجاد گردیده است. ·         اشکوب سنومانین (cenomanaian): این اشکوب در ناحیه مان یا سنومانوم و سارت فرانسه توسط دربینی نامگذاری شده است که شامل ماسه‌های سبز رنگ حاویاربیتولینا کنکاوا (Orbitolina concave) می‌باشد. ·         اشکوب تورونین (Turonian): نامش از ناحیه تورن در حوضه پاریس شرقی گرفته شده و توسط دربینی در سال 1842 مطالعه شده است. مقطع اصلی آن شامل گل سفیدهای تونی ، گلوکونی و کلریت‌دار و گل سفیدهای بریوزوآدار می‌باشد. ·         اشکوب سنونیم: نام آن که از ناحیه سنونه واقع در جنوب پاریس شامل رسوبات کربناته گل سفید می‌باشد. رسوبات گل سفید مربوط به رسوبات دریای شمال بوده ، در دریای مزوژه اشکوبهای کیناسین ، سانتونین و کامپانین با دارا بودن رخساره‌های مخصوص به خود می‌باشد. اشکوب ماستریشتین در ماستریشت هلند توسط دومون نامگذاری شده است که متشکل از رسوبات گل سفید گلوکونی و ماسه‌دار می‌باشد. فسیل شناسی کرتاسه گیاهان آنژیوسپرم در کرتاسه زیرین ظاهر می‌گردد (این گیاهان در گروئنلنر و پرتغال بخوبی شناخته شده است) بنابراین تمام گروههای گیاهی از این دوره به بعد وجود دارد. از مهره داران ، خزندگان بزرگ در اشکوب ماستریشتین از بین می‌رود. از بی‌مهرگان آنونیتها در اشکوب دانین (اشکوبی که بعضی از زمین شناسان متعلق به کرتاسه بالایی می‌دانند و پس از ماستریشتین قرار دارد) و رویستها در اواخر اشکوب ماستروشتین ناپدید می‌گردد.بالاخره مهمترین میکرو فسیلهایی که در اواخر ماستریشتین از بین می‌روند، گلوبوترونکاناها و اربیدتوئیدس است. اربی تولیناها بیشتر متعلق به کرتاسه زیرین بوده ، از اشکوب آپسین تا اشکوب سنومانین از کرتاسه بالایی دیده می‌شود. گروههای مهم جانوری که در کرتاسه وجود داشته است شامل موارد زیر می‌باشند. ·         آمونیتها: آمونیتها که معرف رونهای مختلف در چینه شناسی کرتاسه بوده تکامل آنها در این دوره قابل اهمیت می‌باشد.   ·         بلمنیتها: بلمنیتها خصوصا از کرتاسه بالایی رل مهمی در بیوتراتیگرافی اشکوب سنونین دارد. ·         رودلیتها: رودلیتها که در محیطهای ساب ریفی مشاهده می‌گردد. بطور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند. رودلیت‌های کرتاسه بالایی که از یک کپه مسطح و یک کپه مستقیم است، مثل هیپوریتید و رودلیتهای کرتاسه زیرین که از یک کپه مسطح و یک کپه پیچیده تشکیل شده است، مثل توکازیا. ·         خارداران: مخصوصا انواع غیر منظم در کرتاسه وجود داشته و شامل توگزاستر در کرتاسه زیرین و میکراستر در کرتاسه بالایی می‌باشد. ·         میکروفسیلها: از میکروفسیلهای شاخص کرتاسه می‌توان به کالیپونلاها ، اربی تولینها ، پرآلوئولین ، گلوبوترونکائیدها و اربی توئیدس نام برد. پالئوژنوگرافی کرتاسه بطور کلی در تمامی طول مدت کرتاسه در خشکیهای کره زمین دو قسمت قابل تمییز است؛ بخش خشکیهای شمالی و مجموعه خشکیهای جنوبی. خشکی یکپارچه شمالی در نیمکره شمالی قرار داشته و از خشکیهای نیمکره جنوبی بواسطه اقیانوس اطلس اولیه و دریای تتیس جدا می‌شده است. در کرتاسه زیرین اقیانوس اطلس جنوبی کاملا باز شده ولی اقیانوس اطلس شمالی نهایتا از کرتاسه بالایی کامل می‌گردد.خشکی هند به حرکت خود به سمت شمال ادامه می‌دهد و در این دوره با خروج گدازه‌های وسیع بازالتی در ناحیه دکن مشخص است. حرکت خشکی عند تامیوسن ادامه یافته و به آسیای جنوبی می‌چسبد. کانال موزامبیک که در لیاس کمی باز شده بوده است، تا اواخر ژوراسیک باریک باقی ماند، ولی در کرتاسه عریضتر می‌شود. در اواخر کرتاسه ، استرالیا که هنوز با تاسمانی و زلاندنو یکی بوده از 80 میلیون سال قبل به این طرف از خشکی جنوبی آنتراکتیک جدا می‌شود.دو کمربند کوه زایی در کرتاسه وجود داشته که یکی کمربند کنار اقیانوس آرام و دیگری کمربند مزوژه است. کمربند کناره اقیانوس آرام مربوط به حرکات کوهزاییاواخر ژوارلیک است در صورتی که کمربند مزوژه در اثر حرکات کوهزایی اواخر کرتاسه زیرین (فاز اولترین) و اوخر کرتاسه بالایی (فاز لارامید) بوجود آمده است.  انسانهای اولیه مطابق یک فرضیه علمی معاصر، سیر تکاملی نخستین میمونهای انسان نما (اجداد انسان) در حدود 4 میلیون سال پیش در آفریقا آغاز گردید. سپس ، میل دگرخواهی مهاجرت این میمونهای انسان نما را به آسیا و اروپا جایی که آنها تکامل خود را ادامه دادند ، منتقل نمودند آنهایی که در آفریقا باقی ماندند به روند تکامل خود ادامه دادند و به صورت انسانهای امروزی در آمدند و سرانجام آنها به همه نقاط جهان مهاجرت کردند و جای همه میمونهای انسان نمای اولیهhominids را گرفتند.  سازگاری یافتن با آب و هوای سرد توانایی هومونید ها، میمون های انسان نما، در ساختن ابزار، شکار جانوران و جمع آوری غذا این موجودات را قادر ساخت تا بر سراسر جهان مسلط شوند. مردم در حدود 40000 سال پیش برای اولین بار وارد استرالیا شدند. تا قبل از 30000 سال پیش آنها در سراسر قاره پراکنده شده بودند و از سرزمینهای خطر ناک عبور کرده بودند چنین مهاجرتی در آن زمان می توانست همانند سفر بشر به کره ماه در قرن بیستم ، اهمیت داشته باشد.  تغییر سطح آب دریاها در بیشتر 5/1 میلیون سال گذشته ، زمانی که سطح آب دریاها در دوران یخبندان، پایین بود ، استرالیا از طریق خشکی به جزایر گینه نو و تاسمانی، متصل بود. اما حتی هنگامی که سطح آب دریاها در پایین ترین حد خود قرار داشت ، هیچ گذر گاه زمینی که خاک استرالیا را به قاره آسیا وصل کند، وجود نداشت. این به آن معنی است که مردم از راه دریا و پیمودن حداقل 90 کیلو متر (56 مایل) در آبهای آزاد، وارد استرالیا شدند.  اولین مهاجران به طور دقیق مشخص نیست که اولین مهاجران از کجا آمدند و در کجا ساکن شدند. تحتمال می رود مردمی که در طول سواحل جزیره هایی مثل Timor تیمور، زندگی می کردند، دارای قایقهایی بودند که برای سفر در طول سواحل و دیدن جزایر نزدیک، آنها را مورد استفاده قرار می دادند .  سفر از راه دریا در فصول بارانی، بادهای موسمی شمال غربی به همراه امواج و جریانهای دریایی، می توانستند یک کلک یا ناوگانی از کلکها را به آسانی در امتداد خط افق به حرکت درآورند و ظرف مدت یک هفته ، به سواحل شمالی استرالیا برسانند. تعداد مناسبی از انسانها بطور تصادفی یا از روی طرح و نقشه قبلی، توانستند خود را به آنجا برسانند و زنده بمانند و نسل جدیدی بوجود بیاورند.  خلق یک فرهنگ از آنجایی که استرالیا برای مدت طولانی با جهان خارج ارتباطی نداشت، دارای مجموعه ای منحصر بفرد از گیاهان و حیوانات بود که برای افراد تازه واردها بسیار نا آشنا می نمود تازه واردان برای هماهنگی با محیط جدید و شرایط جوی متغیر دوران یخبندان ، ابزارهای جدید ساختند. آنها ، با ساختن بعضی از قدیمی ترین آثار هنری در جهان کنده کاری های برجسته بر روی صخره های پانارامیتی، واقع در جنوب استرالیا یک فرهنگ جالب توجه و پیچیده را خلق کردند. این مردم همچنین جزو اولین اقوامی بودند که مردگان خود را می سوزانند، و این امر نشان می دهد که آنها دارای اعتقادات مذهبی بودند.  تکامل انسان باستان شناسان می توانند درباره تکامل انسان با مطالعه باقیمانده اسکلت های انسانهای نخستین، مطالب زیادی را کشف کنند انسان در طول سیر تکاملی خود، به تدریج دارای جمجمه های بزرگتری شد. فک ها و دندان ها کوچکتر شدند و این به خاطر تغییر برنامه غذایی انسان بود.  جمجمه هوموایرکتوس با جمجمهانسان اموروزی تفاوت بسیار دارد . 1000000 سال پیش قدمت فسیلهای باقی مانده از نئاندر تالها که در اروپا ، خاورمیانه ، شمال آفریقا و آسیا پیدا شده اند به این تاریخ باز می گردد. انسان نئاندرتال با هیکل کوتاه ، ستبر و نیرومندش دارای مغز بزرگی به اندازه 450/1 سی سی بود. او مانند انسان امروزی راه می رفت و در غار ها زندگی می کرد. و ابزارهای سنگی و نیزه های چوبی استفاده می کرد و احتمالاٌ مردگان خود را دفن می کرد ( امروزه، نسل نئاندرتال نه به عنوان نیای بشر امروزی، بلکه تنها به عنوان یکی از اعقابهومو ایر کتوس شناخته می شود ). نخستین شواهد دال بر پیدایش بشر امروزی هوموساپینزساپینز (انسان هوشمند) ، به این زمان باز می گردد . هوموساپینز ساپینز در آفریقا همزمان با انسان نئاندر تال خاور میانه ، زندگی می کرد اولین آثار هنری از این دوره باقی مانده است . 45000-35000 سال قبل انسان امروزی به اروپا قدم می گذارد . 40000 سال پیش انسان امروزی به استرالیا قدم می گذارد. 35000 سال پیش طبق مدارک باستانشناسی، انسان نئاندرتال در این تاریخ از روی کره زمین ، محو می گردد . 15000 سال پیش انسان امروزی در آمریکای شمالی حضور دارد. (م-س-پ یعنی یک میلیون سال پیش) 106 م.س.پ 404 م.س.پ شواهدی دال بر وجود استرالو پیته کوس ( میمون جنوبی) در جنوب و شرق آفریقا به دست آمده است استرالوپیته کوس دارای دو گونه مشخص- یکی با جثه ای لاغر و سبک و دیگری درشت اندام و سنگین وزن – می باشد هر دوی آنها دارای مغزی کوچک شبیه به مغز میمون، هستند هر دو گونه احتمالاٌ می توانند بر روی دو پایشان باایستند و را بروند استرالوپیته کوس همچنین ابزارهای سنگی ابتدایی می سازند. 2 م.س.پ – 5/1 م.س.پ شواهدی مبنی بر وجود هوموهبیلی (انسان چالاک ) در نواحی جنوبی صحرای شمال آفریقا به دست آمده است هوموهبیلی ها دارای مغزی بزرگ با حجمی در حدود 500 تا 800 سی سی ( سانتیمتر مکعب ) و دندانهایی نسبتاٌ کوچک هستند این موجودات که نخستین ابزار ساز واقعی محسوب می گردد قادر است دستهای خود اشیا را بدقت جا به جا کند و بخوبی روی دو پایش باستد و راه برود. 106 م.س.پ -250000 سال پیش در این زمان هوموایرکتوس (انسان راست قامت)احتمالاٌ در جاوه ، چین و و نواحی شرقی و شمالی آفریقا و همچنین در اروپا زندگی می کرده است او یک ابزار ساز ماهر و دارای مغزی به بزرگی 1000 سی سی ( سانتیمتر مکعب) بوده ، که مستقیم و روی دو پا راه می رفته در غارها زندگی می کرده حیوانات را شکار می کرده و به آتش تسلط پیدا کرده بود امروزه اعتقاد بر آن است که هوموایرکتوس اجداد مستقیم بشر امروزی و یا انسان نئاندرتال ، بوده اند.    مقدمه مسلما سنگواره‌های موجود در سنگها برای مطالعه حیاط و تکامل موجودات گذشته کامل و کافی نیستند. زیرا تعداد زیادی یاخته‌های موجودات زنده قبل از مدفون شدن و یا بعد از آن تحت تاثیر عوامل مختلف از بین می‌روند. ترکیبات شیمیایی نیز که بیانگر آثار حیاتی هستند در اثر عوامل مختلف به نحوی تغییر می‌کند که به راحتی قابل شناخت نمی‌باشد.موجودات زنده اولیه از نوع تک یاخته‌ای بودند که از آنها آثار معدودی بر جای مانده است. استروماتولیت‌ها از نمونه‌های فسیلی هستند که به تعداد نسبتا زیاد در رسوبات پرکامبرین بر جای مانده‌اند، این فسیلها در مقطع به شکل لایه‌های چین خورده دیده می‌شوند. قدیمی ترین آثار استروماتولیتی به سن 3.4 تا 3.5 بیلیون سال در غرب استرالیا گزارش شده است.    حیات در پروتروزوئیک آغاز پیدایش حیات را به 4600 میلیون سال قبل تخمین می‌زنند. به علت وسعت سنگهای دگرگونی در پروتروزوئیک آثار و بقایای موجودات کمتر باقی مانده است. در سال 1883 والوچ (Walcoh) به آثار فسیلهای آهکی با ساختمان دایره‌ای متحدالمرکز که از جلبکهای آهکی یا اسفنجها به حساب می‌آیند پی برد که بعدا به استروماتولیت معروف شدند. آثاری از مرجانها و باز و پایان مانند لینگوللا (Lingulella) و خاردارانی چون تری براکسیدیوم (Tribrachidium) متعلق به پروتروزوئیک جدید در بعضی نقاط یافت شده‌اند.  حیات در پالئوزوئیک از نظر زیست چینه‌ای و گسترش و تنوع موجودات زنده ، اکثریت گروههای بی‌مهرگان در پالئوزوئیک پسین وجود داشته‌اند. مهره‌داران به جز پرندگان و پستانداران نیز در این دوران ظهور نموده‌اند. مهمترین گروههای بی‌مهرگان از جمله روزنه داران ، اسفنج‌ها، بازوپایان ، نرمتنان ، خارپوستان ، گراپتولیت‌ها ، بریوزوئرها در این دوران می‌زیسته‌اند.  کامبرین بعضی از جانورانی که در تشکیلات کامبرین مشاهده شده‌اند، از این جانوران مرجانها را می‌توان نام برد، خارپوستان نیز در این دوره ظهور نموده‌اند، از نرمتنان وجود دوکفه‌ایها مشکوک است و از شکم پایان هم جز چند نمونه ساده آثار بیشتری باقی نمانده است. تریلوبیت‌ها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزوئیک ظاهر شده و در اواخر همین دوران از بین رفته‌اند.  اردوسین گذر بین اردوسین و کامبرین معمولا بر اساس گراپتولیت و گونه‌های جدید کنودونتها تعیین شده است. گذر فوقانی این دوره با سیلورین نیز بر پایه فسیلهای گراپتولیت‌ها و کنودونتها استوار است. سه گروه از جانوران در کامبرین ظاهر شده‌اند اما تنوع و گسترش آنها مربوط به دوره اردوسین است.این جانوران عبارتند از : بازوپایان لولادار ، گراپتولیتها و کنودونتها. فسیل مرجانهای شاخی شکل یا مرجانهای چین‌دار و مرجانهای تابولاتا و استروماتوپروئید‌ها از سازندگان ریفهای مرجانی این دوره بشمار می‌روند. کرینوئیدها ، بریوئیدها و بریوزوئرها نیز در این دوره ظهور نموده و گسترش یافته‌اند. فسیل ماهیهای زرده‌دار که از نخستین مهره‌داران بوده‌اند در رسوبات متعلق به اردوسین دیده شده‌اند.  سیلورین گذر از این دوران با فسیل گراپتولیتی به نام گلیپتوگراپتوس مشخص شده است. علاوه بر گراپتولت‌ها ، براکیوپودها ، مرجانها و کنودونتها نیز در این دوره گسترش و توسعه فراوان داشته‌اند. تعدادی از ترلوبیت‌ها در این دوره می‌زیسته‌اند. ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین ماهیهای زره‌دار نیز متعلق به این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شده‌اند.  دونین پیشروی دریا در این دوره باعث افزایش مرجانهای روگوزا و تابولاتا که گاهی تا چندین متر بالاتر از سطح دریاوبه وسعت چند کیلومتر دیده می‌شوند گردید. بی‌مهرگان از جمله بازوپایان و دوکفه‌ایها در این دوره فراوان بوده‌اند. از براکیوپودها اسپریفریده ، رینکونلیده و استروفومنیده تنوع زیادی داشته‌اند.در اوائل این دوره آمونوئیدها که نرمتنان با صدف پیچیده بودند به جای ناتیلوئیدها که صدف مستقیم داشتند فراوان شدند. گرچه دونین به نام دوره ماهیها مشهور شده است ولی تعداد گونه‌ها در این دوره بیشتر از دوره‌های بعد نبوده‌ است. اولین حشره در دونین ظهور می‌یابد. گراتپولیتها از بین ‌رفتند و تری‌لوبیتها رو به کاهش گذاردند.  کربونیفر براکیوپودها ، کرینوئیدها و بریوزوئوها از فسیلهای مهم این دوره به شمار می‌روند. بعضی از موجودات از جمله مرجانهای تابولاتا و استروماتوپوروئیدها که دوره‌های قبلی قسمت مهمی از ردیفهای مرجانی را تشکیل می‌داده‌اند در کربونیفر ناپدید شدند.  پرمین تریلوبیتها تقریبا در این دوره از بین رفته‌اند. در پرمین آثاری از خزندگان مشهور است. بطور کلی مهره‌داران پرمین با کربونیفر اختلاف زیادی نداشته‌اند.  حیات در مزوزوئیک تریاس بعضی از بی‌مهرگان تریاس مرجانهای چهار تیغه‌ای بوده‌اندکه تا اواسط دوره تریاس زندگی کرده و بعد از بین رفته‌اند. در دوره تریاس خزندگان تنوع و گسترش زیاد داشته‌اند. علاوه بر خزندگان خشکی ، خزندگانی هم در دریاها و کنار مردابها بسر می‌برده‌اند. ظهور اولین حشره با دگردیسی کامل و اولین پستاندار مربوط به این دوره است.    ژوراسیک اولین پرندگان در ژوراسیک ظهور نموده‌اند. نخستین قورباغه شبیه به انواع امروزی در این دوره ظهور نموده است. گسترش دایناسورها در این دوره زیاد است.  کرتاسه علاوه بر مهره‌داران قبلی در اواخر دوران میانه زیستی پستانداران کوچکی به ظهور می‌رسند. در اواخر دوره کرتاسه دایناسورها از بین می‌روند.  حیات در سنوزوئیک دورانی است که پرندگان در هوا و پستانداران در روی زمین تنوع و گسترش یافتند و زمین خود را برای فرمانروایی انسان آماده کرد. در اواخر کرتاسه داینوسورها ، آمونوئیدها ،رودسیتها و خزندگان دریایی به کلی نابود شدند. فقط گروههایی از نرمتنان، ماهیهای استخوانی و گونه‌های دیگر که شبیه نمونه‌های عهد حاضرند باقی ماندند.پستانداران که در ابتدای این دوره دارای جثه‌‌ای کوچک بودند کامل و گسترش یافتند و به وضع کنونی در آمدند. نهنگها در این دوران ظهور و تکامل یافتند. پنگوئنها، خوکها و شیرهای دریایی در دوره پالئوژن حضور یافته‌اند. فسیل خفاشها را نیز مربوط به ائوسن دانسته‌اند. در دوره ائوسن جانوران سم‌دار ظهور یافتند.  حیات در نئوژن تعداد نهنگها در این دوره افزایش یافت. جانوران خشکی از قبیل گوزنها ، گاو ، زرافه ، خرس ، خوک افزایش قابل ملاحظه‌ای یافتند. از مهمترین گونه‌هایی که در این دوره ظهور یافتند می‌توان گونه‌های جدید میمونها را نام برد. در طول عمر دوره نئوژن تکامل مهره‌دارن و پستانداران و افزایش گونه‌های دیگر جانوری مثل مارها، مرغهای آوازخوان ، قورباغه‌ها ، خفاشها ، جوندگان ، ‌میمونها اتفاق افتاده است.  کواترنری پیدایش انسان در دوره کواترنری صورت گرفته است. دوره کواترنری با توسعه فیلها ، شترها و دیگر پستانداران امروزی مشخص می‌گردد و بالاخره از موجودات خشکی نواحی سرد می‌توان فیل ماموت را نام برد.    مقدمه در بین سیارات منظومه شمسی تنها زمین برای زندگی و حیات مناسب است. یکی از علل آن اندازه صحیح این سیاره است. در سیارات بزرگ نیروی جاذبه به قدری زیاد است که تراکم بیش از حد اطراف آنها شده و در نتیجه نور خورشید که منبع حیاتی است به سطح آنها نمی‌تابد. از طرف دیگر در سیارات کوچکتر از زمین نیروی جاذبه به قدری کم است که اکسیژن در اطراف آن باقی نمی‌ماند. درجه حرارت سیاره ونوس که همسایه زمین و به خورشید نزدیک است به قدری زیاد است که آب نمی‌تواند در سطح آن به صورت مایع باقی بماند.    حیات در پروتروزوئیک اولین آثار جلبکهای آبی در بالتیک یافت شده است. شکل آن کیسه‌ای کوچک و کوتاه است. نام این فسیل ، کورسیوم انیگماتیکم بوده و سن آن را مربوط به 3000 سال قبل می‌دانند. اگر تیارکها که از فسیلهای میکروسکوپی گیاهی هستند که در این زمانه شناخته شده‌اند. این فسیلها در رسوبات دریایی یافت شده‌اند و جزء گیاهان اولی بوده است.  حیات در پالئوزوئیک از گیاهان بی‌گل نهانزاوان آوندی در این دوران توسعه فراوان داشته‌اند. گیاهان گلدار نیز در اواخر دونین و اوائل کربونیفر ظاهر نموده‌اند. گیاهان خشکی از جمله نهانزاوان آوندی در دونین توسعه یافتند. به همین سبب دوران دیرینه ‌زیستی را به اسم دوران نهانزادان آوندی می‌نامند. میان گیاهان سه تیره دم اسبیان ، پنجه‌گرگیان و پته‌ریدوفیتها در دونین شناخته شده‌اند. رشد و توسعه گیاهان در دوره کربونیفر به حداکثر رسید. آثار توسعه زیادی در دوره کربونیفر بر جای مانده‌اند.  حیات در مزوزوئیک نهانزاوان آوندی که در دوران پالئوزوئیک توسعه زیاد داشتند در این دوران رو به نقصان گذاشته ولی در عوض بازدانگان و نهاندانگان از گیاهان مهم این دوران به شمار می‌روند.  حیات در دوره تریاس جلبکها از مهمترین گیاهان دریایی دوره تریاس می‌باشند که آثار آنها در رسوبات آهکی اروپا و اطراف مدیترانه وجود دارد. نهاتراوان آوندی بخصوص سرخسها در این دوره فراوان بوده‌اند. لازم به ذکر است که در تریاس به علت وجود آب و هوای خشک برای رشد و توسعه گیاهان مناسب نبوده است.  حیات در دوره ژوراسیک رادیولرها و روزنه‌داران از میکروفسیلهای شاخص ژوراسیک هستند.  حیات در دوره کرتاسه گیاهان نهاندانه در دوره کرتاسه ظهور و توسعه یافته‌اند. بنابر این تمام گروههای گیاهی از این دوره به بعد وجود دارند. آب و هوای دوره کرتاسه گرم و ملایم بوده است. وجود فسیلهای گیاهی شبیه انجیر در نواحی شمالی نشاندهنده آن است که در این دوره قسمتهای شمالی از یخ پوشیده نبوده است.    حیات در دوران سنوزوئیک در میان گیاهان دوران سنوزوئیک جلبکهای آهکی از اهمیت خاصی برخوردار هستند که در بیشتر رسوبات دریایی به حالت فسیل دیده شده‌اند. از گیاهان تک لپه تیره نخلها و از گیاهان دولپه درختان بید ، مو ، تبریزی و انجیر به حالت فسیل شناخته شده‌اند. وجود انواع گیاهان گلدار نشاندهنده تغییرات درجه حرارت در 10میلیون سال گذشته است و تعداد این گیاهان با معدل درجه حرارت رابطه مستقیم دارد. وجود گیاهان مختلف در جنوب آلاسکا بیانگر اینست که معدل حرارت سالیانه در اثر سن میانی حدود 22 درجه سانتیگراد بوده است.  حیات در نئوژن تغییرات آب و هوایی باعث پیدایش گروههای جدید گیاهی در خشکی شد. مثلا گیاهان علفی مثلکاهو و آفتابگردان که در آب و هوای سرد و خشک رشد می‌کنند، از اوائل نئوژن گسترش یافتند. از این گیاهان حدود 1300 گونه تاکنون شناخته شده است. در طول عمر دوره نئوژن مهمترین تغییرات حیاتی از قبیل گسترش چمنزارها ، علفهای هرز اتفاق افتاده است.  کوارترنری بطور کلی گیاهان کوارترنری شبیه به گیاهان دوره نئوژن و گیاهان امروزی بوده‌اند. در موقعی که یخچالها توسعه یافته‌اند گیاهان مشخص سرد مانند بید و گیاهان علفی توسعه پیدا کردند. برعکس در مواقع ذوب یخچالها گیاهان نواحی گرم مانند ماگنولیا در آمریکا دیده شده‌اند.